اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٣٠ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
ايشان نيايد تكليف منماى. التماس آن از ايشان جايز مدار، كه همنشين از تو هميشه نفور باشد. و آنكس كه بر او حملى و كلفتى نهاده باشى كه فوق طاقتش باشد، و از تحمل و تجشم او رنجور و [٢٢ پ] كوفته[١] گردد از صحبت تو اجتناب نمايد، و آنگاه از اخوان و ياران تنها مانى و ترا مونسى نباشد كه بصحبت و محبت او راحتى طلبى، و دوستى نماند كه بمودت او مستأنس باشى. و هر كه او را دوستان و برادران نباشد[٢] مردم او را (از اهل) مروت ندانند، و هر كه او را مروت نباشد در هيچ كار[٣] باو اميد ندارند. و در سخن حكما آمده است: «المرؤة الجمع بين الدّنيا و الدّين، و التّوقّى من سخط الخالق و ذمّ المخلوقين» يعنى: مروت آنست كه ميان مصالح دنيا و فرايض دين جمع كنى كه اخلال بيكى راه ندهى، و از خشم آفريدگار و مذمّت مردمان بر حذر باشى. آوردهاند كه چون بو العيناى[٤] شاعر در مدح عبد اللّه بن طاهر كه انشاد[٥] ميكرد بدين دو بيت رسيد.
(شعر:)
يا من نؤمّل ان يكون خصاله
كخصال عبد اللّه انصت و اسمع
اصدق و عفّ و جد و انصف و احتمل
و اصفح و كفّ و دار و احلم و اشجع
[١]خ: كوفته و رنجور.
[٢]خ: نباشند.
[٣]خ: كارى.
[٤]خ: ابو العيناى.
[٥]خ: انشا.