اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٩٨ - من كلام الحكماء و الدعاة
كار مشكل، پس آنچه فاسد باشد ازو دور ميكند، تا برأى صايب برسد.
(٢١) و سئل عالم عن الحزم. فقال: ان لا تأمن و انت تجد للحذر موضعا. ترجمه: از عالمى پرسيدند كه حزم چيست؟ گفت: آنكه در هيچ وقت از حذر غافل نباشى.
(٢٢) اذا ازدحم الرّأى خفى الصّواب. دار عدوّك لامرين: امّا لصداقة[١] تؤمنك او لفرصة تمكنك. ترجمه: چون رأى بسيار شود صواب پوشيده بماند. با دشمن مدارا كن بجهت دو كار: يا دوستى[٢] تا ايمن شوى از وى، يا فرصتى كه ازو بيابى.
(٢٣) ثلثة اخلاق لا يوجد الّا فى لبيب: التّقدّم فى الحزم، فان بدء فالاجتهاد فى الاحتيال، و ان قصر فحسن العزاء. ترجمه:
سه خلق باشد كه جز در عاقل نباشد: پيش حزم بجاى آوردن، پس اگر بر او سبقت يابند جهد نمودن در حيلت، چنانكه دو ماهى حازم كه در كليله ذكر ايشان آمده است، پس اگر از آن بازماند صبر نيك نمودن.
(٢٤) اهل المشاورة كلّ من يكون ذانبل، كبير الهمّة، عزيز النّفس، ذا عقل و لبّ، لا يذيع سرّا. ترجمه: اهل مشاوره كسى باشد
[١]اصل: الصداقة.
[٢]اصل: دو دستى.