اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥١ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
(٤٥) اى پسر! اگر كسى از دوستى بتو سخن مكروه نقل [٣٥ پ] كند كه موجب رنجيدگى خاطر و تقسيم[١] ضمير تو گردد و خلاف توقع تو باشد، بآن سخن تهاون نماى، و از آن نقل اعراض واجب دان، و التفات مسكن، و سخن ناقل و نمام را بتكذيب مقابل گردان، و آنكس را كه سعايت و نميمت ميان احباب و اخوان عادت دارد خوارتر از همه كس دار، و در استحقار و استصغار او سعى نماى، چه اگر ناقل صادق باشد آن شخص كه ازو مكروهى بتو نقل كردهاند، يا از تو خائف بوده است يا شرم مانع او گشته، كه آن سخن در مواجهه و مشافهه تو بگفتى، و بآن تقرير با تو مكاشفت[٢] كردى، و ناقل و ساعى كه آن عبارت با تو ميگويد شاتم تو بحقيقت اوست، و رنجيدگى از او لازمتر. در امثال آمده است كه:
انّما سبّك من بلّغك، معنى: مثل همين است كه ذكر رفت.
در تواريخ آوردهاند كه روزى سليمان بن عبد الملك با يكى از خواص خود عتابى مينمود و ميگفت: تو در معايب و مثالب من شروعى پيوسته و خوضى [٣٦ ر] نمودهاى! آن شخص در تمهيد معذرت و برائت ساحت خود از آن ريبت[٣] و تهمت تقريرى ميكرد. سليمان گفت: اين سخن از تو ثقتى صادق قول[٤] بمن نقل كرده است. آن مرد گفت: كسى كه ثقت باشد نقل و نميمت[٥] نكند. سليمان عذر او قبول كرد، و باين سخن برو محمدت گفت.
احنف قيس[٦] گفته است: نمام از همه كس سزاوارتر است كه در حق او گمان بد دارند، و او را بخلق مذموم و سيرت ناپسنديده منسوب و متهم گردانند،[٧]
[١]خ: تقسم.
[٢]خ: تكاشف.
[٣]ص: رتبت.
[٤]خ: القول.
[٥]خ: فعل نميمت.
[٦]خ: احمد بن قيس.
[٧]ص: گردانيد.