اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٥٠ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
خويش خطا نشود، كه اين معنى بنزديك خدا و خلق لايقتر و جميلتر و با خاص و عام مرضىتر و محمودتر. و چون كسى در خزانه اسرار خود بر تو بگشايد، و در مخفى داشتن سخن يا كارى [طمع] در تو بندد، و بر سداد و امانت ترا در آن مصلحت معول كند و در كتمان و اخفاى آن جهد لازم شناس، و از اعلان و افشاى آن سر اجتناب و تحاشى نماى، و بىاتفاق و اجازت آنكس اظهار كار و فاش كردن [٣٥ ر] راز او جايز مدان[١]، كه او ترا امين و حافظ حديث خويش دانسته است، و استكتام مصلحتى كه بآن اهتمام داشته است نموده، و مكنون ضمير و مخزون سينه و مضمون خاطر خود از طريق وثوق و اعتماد بر تو آشكارا داشته، و طمع و توقع بمعونت و عنايت[٢] تو منوط و متعلق گردانيده، و اميد داشته كه در تحمل و تكفل آنچه او بتنهائى از احتمال آن عاجز بوده[٣]، با او مساعدت كنى، و اعانت دريغ ندارى، و يقين شناس كه اعتياد اين عادت و تخلق باين سنت[٤] و سلوك اين طريقت كه بگفتم، موجب كثرت و تعاون و تعاضد دوستان و برادران و مظاهرت و موافقت اكفاء و اشباه گردد، كه همه را بر تو اعتماد حاصل آيد، و دلهاى همگنان بر الفت و صداقت تو قرار گيرد، و از ايشان اسباب انتفاع (تو) مهيا [و مواد استمتاع مهنا] گردد، چه هيچ نعمت در دنيا چون دوست يكدل و يار بىريا نيست،
(بيت:)
و ما بكثير ألف خلّ و صاحب
و انّ عدوّا واحدا لكثير
[١]خ: مدار.
[٢]خ: صيانت.
[٣]خ: مانده.
[٤]خ: سبب.