اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥١١ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
(١١) اى پسر! از ضجرت و تنگ دلى و قلت صبر در كارها و اخلاق ذميمه حذر كن، و اجتناب نماى، كه با اين خصال و عادات محبت[١] هيچ دوست ترا مستقيم و پايدار نباشد، و همه مردم از تو نفور گردند، و از مخالطت با تو مجانبت نمايند، چه خلق بد را بخار خسك تشبيه كردهاند، كه از هر جهت و طرف كه روى با او كنى ترا از مواصلت خود منع كند، و همه كس از او نفرت يابد. و همه كارى بقناعت بر خود آسان كن، و همه چيزى ارزان!
بيت:
زان[٢] تست اينكه همه چيز چنين نايابست
آز كم كن تو كه نرخ همه ارزان گردد
و نفس خود را بغمّ و همّ معلق و ملقى مدار، و اندوه و انديشه بدل خود راه مده، سقراط حكيم گفته است: [١٠ پ]
الحزن مدهشة للعقل، مقطعة للحيلة، فاذا ورد عليك حزن، فاقمع الحزن بالحزم، و فرّغ العقل للاحتيال. معنى سخن او اين است كه اندوه عقل مردم را متحير و متردد كند، و موجب انقطاع حيلت و تدبير او شود، پس چون اندوهى بتو رسد، بحزم و رأى صايب آنرا از خود دور كن، و عقل خود را در تدبير امور و طلب حيلت و سبب مصلحت فارغ و بىمنازع گردان،- تا اينجا تفسير سخن سقراط است- و بآنچه روزى تو كردهاند و قسمت تو آمده راضى و دلخوش باش! تا معيشت تو از شوائب ناكامى صافى ماند، و عيش تو خوش گذرد[٣]،
[١]خ: مجنب.
[٢]خ: آز.
[٣]خ: كند.