اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣١٣ - من كلام الحكماء و الدعاة
تدبيرهما يتمّ سائر الفضائل، و تصلح امور الملك و الرّعيّة[١]. ترجمه:
سخا بخشيدن چيزى بود كه بدان حاجت بود در وقت حاجت، و رسيدن بمستحق بقدر طاقت. و دو طرف سخا تقتير[٢] باشد و تلف كردن. و كرم تحمل گناهى بود كه نه از سر صدق كرده باشند، در وقتى كه رغبت را تباه نگرداند، و سنت منقوض[٣] نشود. و دو طرف آن مذموم بود. پس سخا فضيلت [قوت] شهوانى بود، و كرم فضيلت قوت غضبى، و بحسن تدبير هر دو ديگر فضايل تمام شود، و كار ملك و رعيت باصلاح آيد.
ابو على سينا گويد: الجود افاضة ما ينبغى لا لعوض[٤].
(٢٢) من شكركم على غير معروف او برّ فعاجلوه بهما! و الّا عكس[٥] ذلك الحمد ذما[٦]. ترجمه: هر كه بىنيكويى يا كارى ستوده شما را شكر گويد زود خير باو رسانيد! و اگر نه آن شكر با مذمت گردد.
[١]نزديك باين تعريف در پايان مقاله يكم طهارة الاعراق مشكويه رازى (ص ٣٨٤ چاپ ايران) ديده ميشود، نيز السعادة و الاسعاد ص ٨٧ و ٨٨. آغاز اين بند در آغاز مقاله نخستين كتاب السياسة فى تدبير الرساسة يا سر الاسرار كه از ارسطو پنداشتهاند (ص ٧٣ چاپ بدوى) ديده ميشود. عامرى در السعاده (ص ٨٨) نيز اشاره نموده كه در نوشته ارسطو باسكندر چنين چيزى هست و گويا عامرى اصل آن پندى را كه ميگويند كه ارسطو باسكندر داده و اين كتاب السياسه هم گويا از روى آن درست شده است ميخواهد نه خود اين كتاب دروغين را. در مجموعه ورام (ص ١٥٧) نيز از سخاء تعريف شده است.
[٢]اصل: ظرف سخا و تقصير.
[٣]اصل: سبب منقوص (در متن هم آمده: تنقص).
[٤]اصل: بعوض. بنگريد باشارات نمط ٦ بند ٥.
[٥]اصل: عن عكس.
[٦]در السعادة و الاسعاد (ص ٩٢) آمده: و قال افلاطن من شكر على غير معروف فعاجلوه بالعطية فقد استعد للذم.