اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٦٥ - رساله در تولا و تبرا از خواجه نصير الدين طوسى
و جهاد كوشش كردن، چه تا از غير او نبرند، و با دشمنان او كوشش نكنند، تبرا تمام نشود.
و اين چهار چيز كه تولا و تبرا بى آن تمام نيست، يعنى: معرفت و محبت و هجرت و جهاد، هر يكى را ظاهرى و باطنى باشد.
ظاهر معرفت آنست كه خدا را بشناسد، و باطنش آنكه جز او را نشناسد، و ظاهر محبت آنكه او را دوست دارند، و باطنش آنكه جز او را دوست ندارند.
و ظاهر هجرت آنكه از دشمنان او ببرند، و باطنش آنكه از هرچه جز اوست خاصه از خود و هواى خود ببرند.
و ظاهر جهاد آنكه با دشمنان او كوشش كنند، و مال و جاه و زن و فرزند در راه او بذل كنند، و شهوت و غضب و حب مال و حب جاه و بايست و نبايست در راه او نيست گردانند.
و چون اين جمله كرده باشند، شرط تولا و تبرا بجاى آورده باشند، بعد از آن كمال دين دارى در رضا و تسليم باشد.
و رضا و تسليم بعد از آن حاصل آيد، كه تولا و تبرا يكى شده باشد. و آن چنان بود كه تبرا در تولا مستغرق گردانند. همچنانكه اضافت در حقيقت، و مستأنف در مفروغ، و شريعت در قيامت، تا تولاى صرف حاصل شود، كه آن تولا و تبرا كه در اول داشت درين تولا [و تبرا] ى آخر حاصل باشد. و اين آنگاه ميسر شود كه بايست و نبايست[١] هر دو يكى شوند، نبايست در بايست مستغرق گردد، و
[١]اوصاف الاشراف فصل ٢ باب ٥ ص ٦٢: و صاحب مرتبه رضا هميشه در آسايش باشد چه او را بايست و نبايست نباشد بلكه بايست و نبايست او همه بايست باشد.