اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١١٨ - الباب الثانى عشر فى التوكل و الانقطاع الى الله
(٥) لو انّكم تتوكّلون على اللّه حقّ توكّله لرزقكم كما يرزق الطّير يغدوا خماصا و يروح بطانا. ترجمه: اگر شما بر خدا توكل كنيد چنانكه توكل بايد كرد، شما را روزى دهد، چنانكه مرغ را ميدهد، كه بامداد شكم تهى بيرون آيد و شبانگاه پر باخانه شود.
(٦) من انقطع الى اللّه كفاه اللّه كلّ مؤنة، و رزقه من حيث لا يحتسب.
و من انقطع الى الدنيا وكّله اليها. ترجمه: هر كه اميد از خلق ببريد، و روى با خدا كرد، همه مؤنتهاى او را[١] كفايت كند، و او را روزى دهد از آنجا كه اميد ندارد. و هر كه روى با دنيا كند، خدا او را با دنيا گذارد.
(٧) من كان للّه كان اللّه له، من سرّه ان يكون اغنى النّاس فليكن بما عند اللّه اوثق منه بما فى يده. ترجمه: هر كه خدا را باشد خدا او را باشد. هر كه خواهد كه توانگرترين مردمان باشد، بايد كه [به] آنچه بنزديك خدا باشد واثقتر از آن بود كه در دست او بود.
(٨) ما من عبد يعتصم بى دون [الخلق]، فيكيده[٢] السّموات و الارض، الّا جعلت له مخرجا. ترجمه: خدا ميگويد: هيچ بندهاى دست در من نزند، و از خلق دورى نجويد، الا كه اگر آسمان و زمين بكيد او برخيزند، من او را مخرجى سازم.
(٩) الّذين يدخلون الجنّة بغير حساب، هم الّذين يتوكّلون على ربّهم. ترجمه: كسانى كه در بهشت شوند حساب ناكرده، آنان باشند كه بر خدا توكل كنند.
[١]اصل: راو.
[٢]اصل: فكبده.