اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٤٧ - الباب الثانى و الثلثون فى العفة و قمع الشهوات
نفس خود را رياضتى فرمايم كه چنان شود كه اگر قرصى يابد خوشدل گردد چون خود را بر آن قادر يابد، و در باب نان خورش بنمكى قانع باشد. سير بخورد چهار پاى چريده از چريدن خود، پس فروخسبد، و گوسفند در مرغزار شكم پر كند پس بخفتد، و على از زاد خود چون ايشان بخورد و بخسبد؟! روشن باد چشم او اگر بعد از سالهاى دراز بچهارپايان فرو گذاشته و ستوران سر بداده اقتدا خواهد كرد!
(٢٤) و اكسر شهوتى عن كلّ محرّم و ازو حرصى عن كلّ ماثم.
ترجمه: شهوت مرا بشكن از آنچه منع كرده باشى، و حرص مرا در نوردان از هر وبالى و بزه.
(٢٥) قد الهاهم سماع المغنّيات[١] و اتّباع الشّهوات، و جعلوا مكان السّهر فى الجهاد و الكون على متون الجباد المنام[٢] على المهاد. ترجمه: در صفت اهل دنيا و نفاق ميگويد كه شنيدن آواز مطربان و متابعت شهوات ايشان را مشغول گردانيده است. و بجاى بىخوابى در جهاد، و بودن بر پشت اسبان، در مهدهاى خوش مىخسبند و غافل روزگار ميگذرانند.
(٢٦) استهينوا بالموت كيلا تموتوا، و اميتوا الشّهوات تخلدوا، و الزموا العدل يلزمكم النّجاة! ترجمه: خوار و حقير شمريد مرگ را تا بنميريد، و بميرانيد شهوتها را تا هميشه بمانيد، و ملازمت عدل كنيد تا نجات يابيد!
[١]اصل: الغنيات. گويا نيز: القينات.
[٢]اصل: و الثناء.