اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٧ - الباب السابع فى الطاعة و العبادة و المواظبة على الاعمال الصالحة
(١٠) افضل العبادة ادخال السّرور على قلب المؤمن. افضل العمل ادومه و ان قلّ. ترجمه: بهترين عبادتى رسانيدن شادى بدل مؤمن باشد. فاضلترين عملى آن بود كه دايمتر بود اگرچه اندكتر بود.
(١١) خيركم من طال عمره، و حسن عمله. لا تجارة كالعمل الصّالح، و لا ربح كثواب اللّه. ترجمه: بهترين شما كسى بود كه عمرش دراز بود، و عملش نيكو، هيچ تجارت چون عمل صالح نبود، و هيچ سود چون ثواب خدا.
(١٢) انّه لابدّ لك يا قيس من قرين يدفن معك، و هو حىّ و انت ميّت، فان كان كريما اكرمك، و ان كان لئيما اسلمك، ثمّ لا يحشر الّا معك، و لا تبعث الّا معه، و لا تسأل الّا عنه. فلا تجعله الّا صالحا! فانّه ان صلح انست به، و ان فسد لم تستوحش الّا منه، و هو عملك. ترجمه: اى قيس! چاره نيست تو را از قرينى كه تو را با او دفن كنند، او زنده باشد و تو مرده. اگر كريم باشد تو را گرامى دارد، و اگر لئيم باشد تو را فرو گذارد. پس تو را بى او و او را بى تو حشر نكنند، و از تو نپرسند الا از حال او، زينهار كه از قرين قرين صالح گزينى! و اگر صالح باشد با او انس گيرى، و اگر فاسد باشد متوحش نشوى الا ازو، و آن عمل و عبادت تو است.
(١٣) كفى بالعبادة شغلا يا ابا ذر. احكم السّفينة! فانّ البحر عميق عميق خفّف ظهرك! فانّ العقبة كؤدة و اخلص العمل! فانّ الناقد بصير بصير. ترجمه:
تمام شغلى باشد عبادت يا ابا ذر! كشتى استوار كن! كه دريا ژرف ژرفست، و پشت سبكبار كن! كه عقبه تند تند است، و عمل پاك و خالص كن! كه ناقد بصير بصير است.
(١٤) افضل الاعمال ما اكرهت عليه النّفوس. من قصر فى العمل ابتلى بالهمّ.