اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٠ - الباب السابع عشر فى معائب جمع المال
ترجمه: يكى گفت: اى رسول خداى! چرا مرگ دوست نميدارم؟! گفت: هيچ مال دارى؟ گفت: دارم. گفت: مال پيش بفرست تا مرگ را دوست دارى، كه دل مرد هميشه با مال بود، اگر از پيش بفرستد خواهد كه بر عقب برود بزودى، و اگر بازگيرد خواهد كه خود نيز بايستد.
(١٢) اذا مات العبد، قالت الملئكة: ما قدّم؟ و قال النّاس: ما اخّر؟[١] ترجمه: چون بنده بميرد فرشتگان گويند: چه از پيش بفرستاد؟
و مردمان گويند: چه باز پس گذاشت؟
(١٣) تعس عبد الدّينار، تعس عبد الدرهم، تعس، و لا ينتعش[٢]! ترجمه: هلاك بادا بنده دينار، هلاك بادا بنده درم، هلاك بادا، و هرگزش انتعاش مبادا!
(١٤) المال مادّة الشّهوات، العلم خير من المال، لانّ العلم حاكم و المال محكوم عليه. ترجمه: مال ماده آرزوها است، علم از مال بهتر، كه علم حاكم است و مال محكوم عليه است.
(١٥) العلم يحرسك، و انت تحرس المال، المال تنقصه النّفقة، و العلم يزكوا على الانفاق. ترجمه: علم تو را نگاه دارد، و تو مال [را] نگاهدارى، مال از نفقه كردن كم شود، و علم از نفقه كردن زيادت شود.
(١٦) من كرم عليه نفسه، هان عليه ماله. حسن التّدبير مع
[١]مجموعه ورام ص ١٤٢.
[٢]اصل: تنعش- مجازات نبويه ص ٢٠٦.