اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٨٨ - من كلام الحكماء و الدعاة
الجريرة. و عن الشّرف. فقال: كفّ الأذى، و بذل النّدى. و عن المجد. فقال: حمل المغارم، و ابتناء المكارم. ترجمه: از حكيمى پرسيدند كه: مهترى چيست؟ گفت: نيكويى با قوم خود، و تحمل گناه. گفتند:
شر چيست؟ گفت: رنج باز داشتن، و عطا دادن. گفتند: مجد و بزرگوارى چيست؟
گفت: غرامت كشيدن: و كرم بنا نهادن.
(٢١) اذا ملك الملك الابدان بالقسر، ينبغى ان يتخطّاها الى القلوب. ترجمه: چون پادشاه مالك ابدان شود بقهر، بايد كه دلها را نيز مالك شود بنيكويى.
(٢٢) حركة الاقبال بطيئة، و حركة الادبار سريعة، لأنّ المقبل كالصّاعد و المدبر كالهاوى. ترجمه: حركت اقبال دير بود، و حركت ادبار زود، زيرا كه مقبل چون كسى بود كه بر بالا شود، و مدبر چون كسى بود كه فرو افتد.
(٢٣) من جمع الى شرف الاصل شرف النّفس، فقد استحقّ التّفضيل بالحقّ و الحجّة. و من اغفل نفسه و اعتمد شرف آبائه فقد عقّهم و لم يستحقّ التّقدّم على غيره. ترجمه: هر كه با شرف اصل شرف نفس جمع كند، مستحق آن باشد كه او را بحق و حجت تفضيل نهند بر ديگران.
و هر كه از اكتساب شرف نفس تغافل كند، و بر شرف پدران اعتماد كند، عقوق