اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٦ - الباب السادس و العشرون فى آفات الحسد و الحقد و العداوة
خدا را دشمناناند. گفتند: ايشان كيستند؟ گفت: آنانكه بر مردمان حسد ميبرند بچيزهايى كه خدا از فضل خود بايشان داده است.
(٩) سيصيب امّتى داء الامم. قالوا: و ما داء الامم؟ قال:
الاشر و البطر و التّكاثر و التّنافس و التّباعد و التّحاسد، حتّى يكون البغى ثم الهزج. ترجمه: زود باشد كه بامت من همان علت رسد كه بديگر امتان رسيد. گفتند: علت ديگر امتان چه بوده است؟ گفت: بطر، و مغرور شدن، و بمال مفاخرت كردن، و در دنيا رغبت نمودن، و از يكديگر دورى جستن، و حسد و دشمنى با يكديگر، تا بغى كنند، پس مزح و مزاح حادث شود.
(١٠) دبّ[١] اليكم داء الامم من قبلكم: الحسد و البغضاء، و الّذى نفس محمّد بيده! لا تدخلون الجنّة حتّى تؤمنوا، و لن تؤمنوا حتّى تحابّوا[٢]. ترجمه: بشما سرايت كرد همان علت كه بديگر امتان رسيد پيش از اين، و آن حسد و بغض است، بخداى كه جان محمد بفرمان او است كه در بهشت نشويد تا ايمان نياوريد، و ايمان نياورده باشيد تا با يكديگر دوستى و نيكخواهى نكنيد.
(١١) لا تقاطعوا، و لا تحاسدوا، و لا تدابروا، و لا تباغضوا، و كونوا عباد اللّه اخوانا! ترجمه: از يكديگر مبريد، و بر يكديگر حسد مبريد، و دشمنى و مخالفت مكنيد، اى بندگان خدا برادران يكديگر باشيد!
[١]اصل: رب.
[٢]مجموعه ورام ص ١١٤- المجازات النبويه ص ١١٢