اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٣٣ - من كلام الحكماء و الدعاة
(٢٩) شتم حكيما بعض السّفهاء. فقال: لو كنت تحسن شيئا من الخير للمتك على ما فعلته من الشّر. ترجمه: حكيمى را سفيهى دشنام داد. گفت: اگر خيرى بتوانستى كرد، تو را برين شر كه كردى ملامت كردمى.
(٣٠) و قيل: انّ عيسى عليه السّلام مرّ ببعض السّفهاء، فشتموه و آذوه، و هو تلطّف بهم و مدحهم. فرآه بعض اصحابه و سأله عن ذلك. فقال: كلّ ينفق ممّا عنده. و قد قيل فى المثل: كلّ اناء يترشّح بما فيه. ترجمه: گويند عيسى عليه السّلام ببعضى سفها بگذشت، او را دشنام دادند و برنجانيدند، و او با ايشان تلطف ميكرد و ايشان را مدح گفت. يكى از اصحاب او را در آن حال بديد، ازو پرسيد كه اين چه حال است؟ گفت: هر كسى از ما آنچه دارد نفقه ميكند. و نزديكست بدين آنچه گويند:
از كوزه همان برون تراود كه دروست.
(٣١) سبب الخير كلّه، ما قيل و ما لم يقل، العقل و سبب الشرّ كلّه، ما قيل و ما لم يقل، الجهل. ترجمه: سبب همه خيرات، آنچه گفتهاند و آنچه نگفتهاند، عقل است و سبب همه شرها، آنچه گفتهاند و آنچه نگفتهاند، جهل است.
(٣٢) من راى [انّه] محسن فهو مسيىء، و من راى انّه مسىء فهو محسن. ترجمه: هر كه خود را محسن داند مسىء باشد، و هر كه خود را مسىء داند محسن باشد.