اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٥٧ - الباب الثالث و الثلثون فى الخلة و الصداقة
(٣٤) الصّدود آية المقت. ترجمه: از دوست بگشتن نشان دشمنى بود.
(٣٥) البشاشة حبالة المودّة. ترجمه: تازه رويى دام دوستى بود.
(٣٦) من اطاع التّوانى ضيّع الحقوق، و من اطاع الواشى ضيّع الصّديق. ترجمه: هر كه سستى كند حقها ضايع گذارد، و هر كه سخن ساعى بشنود دوست ضايع گذارد.
(٣٧) عدوّ صديقك عدوّك. ترجمه: دشمن دوست [تو] دشمن تو بود.
(٣٨) من استقصى قلّ صديقه، و من سهل اعشب طريقه. ترجمه:
هر كه در كارها استقصا كند دوست او اندك باشد، و هر كه آسان فرا گيرد در راحت بود.
(٣٩) المودّة قرابة مستفادة. ترجمه: دوستى خويشى مستفاد باشد.
(٤٠) صداقة الآباء قرابة الابناء. ترجمه: دوستى پدران خويشى پسران بود.
(٤١) من احبّك نهاك، و من ابغضك اغراك. ترجمه: دوست تو را نهى كند از بدى، و دشمن تو را تحريص كند.
(٤٢) كثرة الوفاق نفاق و كثرة الخلاف شقاق. ترجمه: بسيارى موافقت نفاق بود، و بسيارى مخالفت خصومت.
(٤٣) حسن الوفاء عقد الاخاء. ترجمه: از وفاى نيك عقد برادرى بسته شود.