اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٢٧ - من كلام الحكماء و الدعاة
فاجر باشند، و دشمنى بخيلان نخواهد اگرچه نيكوكار باشند.
(٣٤) ابخل النّاس بماله اجودهم بعرضه، و اجودهم بماله ابخلهم بعرضه. ترجمه: هر كه بمال بخيلتر بود بعرض سخىتر بود، و هر كه بمال سخىتر بود بعرض بخيلتر بود.
(٣٥) قيل: سأل يحيى بن زكريّا ابليس: من احبّ النّاس اليك، و من ابغضهم اليك؟ فقال: احبّهم الىّ المؤمن البخيل، و ابغضهم الىّ الفاسق السّخىّ، اخاف ان يقبل اللّه عثرته لسخائه[١].
ترجمه: از يحيى بن زكريا روايت است كه از ابليس سئوال كردند[٢] كه از مردمان كرا دوستتر دارى و كرا دشمنتر؟ گفت: مؤمن بخيل را دوست دارم، و فاسق سخى را دشمن. گفتند: چرا؟ گفت زيرا كه بخيل را بخل او شغل مرا كفايت است، اما از فاسق سخى مىترسم كه خدا از سر گناه او درگذرد بسبب سخاوت او.
(٣٦) البخل ثلثة اضرب: بخل الانسان بماله، و بخله بمال غيره، و بخله[٣] بمال غيره على نفسه، و هو اقبح الثّلثة. و الباخل بما فى يده فى الحقيقة ايضا باخل بمال غيره على نفسه، اذ المال عاريّة مستردّة، فلا احد اجهل ممّن لا ينقذ نفسه من العذاب العاجل و الآجل بمال غيره. ترجمه: بخل بر سه نوع است: بخيلى بمال خود، و بخيلى بمال
[١]متن بگواهى ترجمه كم دارد.
[٢]در اصل «كردند» آمده ولى بگواهى متن بايد «كرد» باشد و همچنين پس ازين بايد «گفت» باشد.
[٣]اصل:
بخل.