اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧ - الباب الثالث فى الحب و البغض و التولى و التبرى
ترجمه: هر كه خدا و رسول و مؤمنان را دوست دارد، و بايشان تولّا كند، گروه خدا غالب باشند.
(٦) هل الدّين الّا الحبّ فى اللّه و البغض فى اللّه، لو احبّ احدكم حجرا لحشر معه. ترجمه: [آيا] دين هست الّا دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا.
اگر يكى از شما سنگى را دوست دارد او را با آن حشر كنند.
(٧) انّ اللّه أمرنى بحبّ اربعة: علىّ و سلمان و ابى ذرّ و المقداد. ترجمه:
خدا مرا فرموده است بدوستى چهار كس: على و سلمان و ابى ذر و مقداد.
(٨) يا علىّ! انّ اللّه غفر لمحبّيك و لمحبّ محبّيك، فابشر، فانّك الانزع البطين:
متردّع من الشرك، بطين من العلم. ترجمه: اى على خدا دوستان تو را و دوستان دوستان تو را بيامرزيد، بشارت تو را كه انزع بطينى، انزع موى از پيش سر بشده باشد، و بطين بزرگ شكم، يعنى: متردّعى از شرك و بطين از علم.
(٩) يا علىّ! لولاك لما عرف المؤمنون بعدى. انّ عليّا باب من دخله كان آمنا. ترجمه: اى على! اگر تو نبودى مؤمنان را بعد از من نشناختندى. على دريست كه هر كه درو شود ايمن شود.
(١٠) يا علىّ! انّك قسيم الجنّة و النّار، تقول لهذا: ادخل [الجنّة، و تقول لهذا:
ادخل] النّار بغير حساب. ترجمه: اى على! تو قسيم بهشت و دوزخى، اين را گويى:
در بهشت رو، و آن را گويى: در دوزخ رو بىحساب.
(١١) آدم و من دونه تحت لوائى، و انت حامل لوائى يا عليّ! ترجمه: آدم و فرزندان او در زير لواى من باشند، و تو حامل لواى منى يا على!.
(١٢) لا يحبّك الّا مؤمن تقىّ، و لا يبغضك الّا منافق شقىّ. ترجمه: تو را دوست ندارد الا مؤمنى تقى، و تو را دشمنى ندارد الا منافق شقى.