اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٢٤ - من كلام الحكماء و الدعاة
مردمان كسى بود كه عطا دهد كسى را كه ازو اميدى ندارد، و عفو كنندهترين كسى باشد كه بنزديك قدرت عفو كند.
(٢٣) و ازو عنّى[١] من المال ما يحدث لى مخيلة، او اتعدّى به الى[٢] بغى، او[٣] [ما] اتعقّب منه طغيانا. ترجمه: خدايا از من درنوردان مالى كه مرا بآن تكبرى حاصل آيد، يا بآن در دريغى[٤] افتم، يا طغيانى بر عقب آن باشد.
(٢٤) البخيل حارس نعمته، و خازن ورثته. ترجمه: بخيل نگاه- دارنده نعمت خود بود، و خازن وارثان خويش.
من كلام الحكماء و الدعاة
(٢٥) البخيل، عفوه عن عظيم الجرم، اسهل عليه من المكافأة على صغير الاحسان. ترجمه: بخيل را، عفو كردن از گناه بزرگ، آسانتر باشد از مكافات كردن بر احسان خورد.
(٢٦) الحرص طلب المرء ما ليس هو له، و الشّحّ ضنّه بما هو له.
ترجمه: حرص آن بود كه مرد چيزى طلبد كه او را نبود، و بخل آن بود كه چيزى نگاه دارد كه او را بود.
[١]اصل: و اوزعنى.
[٢]صحيفه كامله (دعاوه فى المعونة على قضاء الدين ص ١٥٤): او تاديا الى.
[٣]اصل: و.
[٤]بايد «بآن در بغى» باشد.