اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٧٣ - الباب الخامس و الثلثون فى الاجتناب عن مجالسة الاشرار و الجهال
(٩) مثل الجليس السوء مثل صاحب الكيران [ان] لم يحرقك شرار ناره علقك من نتنه[١]. ترجمه: مثل همنشين بد چون آهنگر بود، كه اگر آتش او تو را نسوزد، بوى ناخوش او در تو گيرد.
(١٠) اللّهمّ انّى اعوذ بك من الجار[٢] السّوء فى دار المقامة فانّ الجار[٢] يتحوّل. ترجمه: خدايا پناه بتو ميگيرم از همسايه بد در سراى مقام، يعنى: در آن جهان، كه همسايه زود تحويل كند.
(١١) اترعبون[٣] عن ذكر الفاجر، اذكروه بما فيه! يحذره النّاس. ترجمه: ميترسيد از ذكر فاسق، ياد كنيد او را بآنچه دروست از شر! تا مردمان ازو بپرهيزند.
(١٢) يغضب الرّبّ و يهتزّ العرش اذا ذكر الفاسق. من تشبّه بقوم فهو منهم. ترجمه: بغضب در ميآورد پروردگار را، و در جنبش ميآورد عرش را ياد فاسق. هركس شبيه بقومى باشد او از آن قوم است.
(١٣) لكلّ غادر لواء و لواؤه بقدر غدرته. ترجمه: هر غدر كنندهاى را نشانى بود، [و نشان او] بقدر غدر او [بود.]
(١٤) قال له رجل: يا رسول اللّه! لى جار ينصب القدر و لا يطعمنى. فقال: ما آمن هذا بى. ترجمه: مردى گفت: اى پيمبر خداى!
[١]بنگر به بند ٤ باب ٣٤.
[٢]اصل: جار.
[٣]اصل: ا ترعون.