اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧٩ - الباب السادس و العشرون فى آفات الحسد و الحقد و العداوة
دشمنى كند خالى نباشد از عداوت عاقلى يا جاهلى، پس بايد كه از حيلت عاقل حذر كند، و از شر جاهل بپرهيزد.
(٢١) صحّة الجسد من قلّة الحسد، عقوبة الحاسد من نفسه. الحاسد يغتاظ على من لا ذنب له. ترجمه: تندرستى از كم حسدى بود، يعنى: حسود رنجور بود، و بىحسد از آن رنج ايمن. عقوبت حاسد هم از نفس اوست، حاسد بر بىگناه خشم گرفته باشد.
(٢٢) حسد الصّديق من سقم المودّة. من نظر فى عيب نفسه، اشتغل عن عيوب غيره. ترجمه: حسد دوستان را از بيمارى دوستى بود[١].
هر كه در عيب خود نظر كند، از عيب ديگران باز ماند.
(٢٣) و ارزقنى سلامة الصّدر[٢] من الحسد، حتّى لا احسد احدا من خلقك. ترجمه: مرا سلامت سينه از حسد روزى كن، تا بر هيچكس از خلق تو حسد نبرم.
(٢٤) اللّهم ابدلنى من بغضة اهل الشّنآن المحبّة، و من حسد اهل البغى المودّة[٣]! ترجمه: خدايا مرا از بغض اهل عداوت دوستى بدل ده، و از حسد اهل ستم مودت عوض بخش!
[١]ترجمه جمله نخستين در اين بند در نسخه پس از ترجمه جمله دوم آمده است.
[٢]اصل: الصدق.
[٣]صحيفه كامله (دعاؤه فى مكارم الاخلاق ص ١٠٢).