اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨١ - من كلام الحكماء و الدعاة
تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ: «وَيْكَأَنَّاللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ، وَ يَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا.» ترجمه: چون عوام منازل خواص بينند بر ايشان حسد برند، و امثال آن بآرزو خواهند، و چون آفات و مصارع منزلها بينند از آن حسد پشيمان شوند. مگر اين سخن از قرآن گرفتهاند كه در وصف قارون ميگويد كه: «چون قارون با زينت بر قوم بگذشتى اهل دنيا گفتى: كاشكى ما را همين دادند كه قارون را، كه او بختى[١] عظيم دارد. و اهل علم گفتند: واى بر شما! ثواب خدا بهتر. تا آنجا كه: چون قارون بزمين فرو شد آن قوم كه برو حسد مىبردند گفتند: خداى روزى فراخ و تنگ ميدارد چنانكه ميخواهد، اگر خداى بر ما نعمت نكردى بتنگى ما را نيز بزمين فرو بردى چون قارون.»
(٢٩) ما يسارع الحسد الى احد مسارعته الى اصحاب البخت.
ترجمه: حسد بهيچكس چنان را [ه] نيابد بزودى، چنانكه بخداوندان بخت راه يابد.
(٣٠) عذّب حسّادك بالاحسان اليهم! اعلّ القلوب قلب الحاسد.
ترجمه: حاسدان را باحسانى كه با ايشان كنى عذاب كن! بيمارترين دلها دل حاسد بود.
(٣١) و سئل حكيم: ما بال الحسدة يحزنون [دائما؟ قال:
لانّهم لا يحزنون] لما ينزل بهم من الشّدّة فقط، بل و لما ينال النّاس
[١]اصل: سحنى.