اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٢٢ - من كلام الحكماء و الدعاة
غير اللّه و كلّه اللّه اليه. ترجمه: تو را اين ضلالت بس اى مردم كه بر خدا اعتماد ندارى، و طلب فضله ميكنى! هر كه روى بغير خدا كند، خدا او را با آنكس گذارد.
(٢١) من توكّل على اللّه حق توكله لم يحبّ ان يكون فى حال دون حال. ترجمه: هر كه بر خدا توكل كند چنانكه بايد كرد، نخواهد كه در حالى بود كه دون حالى باشد، بلكه همه احوال او را يكى بود.
(٢٢) لقى حكيم جماعة من البطّالين، فقال: من انتم؟ فقالوا:
نحن المتوكّلون. فقال: انتم المستأكلون. الا اخبركم بالمتوكّلين:
من القى حبّة فى بطن الارض، و توكّل على اللّه. ترجمه: حكيمى گروه بيكاران را ديد، گفت: شما كيستيد؟ گفتند: ما متوكلانيم. گفت: نه كه شما مال مردم بىفايده ميخوريد. شما را خبر دهم كه متوكلان كه باشند، كسانى كه تخم در زمين افكنند و بر خدا توكل كنند.
(٢٣) التّوكّل ثلث درجات[١]: التّوكّل، ثمّ التّسليم، ثمّ التّفويض.
فالمتوكّل يسكن الى وعده، و المسلّم يكفى بعلمه، و المفوّض يرضى بحكمه. ترجمه: توكل را سه درجه باشد: توكل، پس تسليم، پس تفويض. متوكل بوعده خدا دلش قرار گرفته باشد، و تسليم كننده بعلم خدا كفايت كرده، و تفويض كننده بحكم او رضا داده.
[١]در اصل «التوكل ثلث درجات» دوبار آمده است.