اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٢٢ - و من كلام الدعاة
اهل دنيا چون نامهاند كه چون بعضى باز كنند بعضى درنوردند.
(٤١) مسكين ابن آدم: مكتوم الأجل، مكنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقّة، و تقتله الشّرقة و تنتنه العرقة[١]. ترجمه:
بيچاره فرزند آدم: اجلش پوشيده است، و علتهاى او پنهان، و عملهاى او محفوظ، پشه او را برنجاند، و آبى كه در گلو گيرد او را بكشد، و از عرقى گنده شود.
(٤٢) فى كلّ جرعة شرقة، و مع كلّ أكلة غصّة[٢]. ترجمه:
در هر آبخوردنى آبى در حلق گيرد، و در هر طعامى لقمهاى گلوگيرست.
(٤٣) انظر الى الأمم الخالية، و الملوك الفانية، و القرون الماضية كيف يفنيهم الأيّام، و افناهم الحمام، فانمحت من الدّنيا آثارهم، و بقى فيها أخبارهم، فأصبحوا رميما فى التّراب، و أقفرت المجالس منهم، و عطّلت المقاصير منهم[٣]، و حلّوا بدار لا تزاور بينهم، و أنّى لسكّان القبور التّزاور. ترجمه: بنگر باين[٤] امتان گذشته، و پادشاهان نيست شده، و قرنهاى ماضى كه چگونه روزگار ايشان را بر باد داد، و مرگ ايشان را نيست كرد، تا آثار ايشان از دنيا سترده گشت، و اخبار ايشان بماند، تا در زير خاك پوشيده گشتند، و مجلسهاى ايشان و كوشكهاى ايشان تهى شد، و
[١]نهج البلاغة ٣: ٢٥٣
[٢]مجموعه ورام ص ٦٦، نهج البلاغه ٢: ٣٨
[٣]اصل: و اقفرت مجالس منهم عطلت و مقاصير.
[٤]اصل: كه باين.