اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٢٤ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
(٢٠) اى پسر! اگر بحصول اسباب مسرات دنيا چون جاه و مال و امثال اين احوال و آمال مستسعد گردى، و بآن درجه[١] رسى كه متبوع و مقدم جماعتى شوى، و رجاى محتاجان و اميد منتجعان بمنافع و منايع[٢] تو منوط و متعلق گردد، بايد كه از تكبر و نخوت و تجبر و استطالت[٣] احتراز كنى، كه از عجب كبر[٤] و تطاول، رونق تو و طراوت[٥] كار تو تراجع گيرد، و نقصان پذيرد، و بنزديك دوستان ملوم و مذموم باشى، و مقت حاصل آيد.
(بيت:)
اذا كنت ذا فضل فانّك مرمد[٦]
عيون الورى فاكحلهم[٧] بالتّواضع
صاحب شريعت فرموده است: انّ التواضع لا يزيد العبد الّا رفعة فتواضعوا[٨]، رحمكم اللّه! يعنى: تواضع مردم را داعيه مزيد رفعت است، تواضع عادت كنيد كه خداى [١٩ ر] بر شما رحمت كناد! و با زير دستان و محكومان سلوك طريق رأفت و شفقت واجب دان، و بذل مجاملت و معدلت و طلب سلامت و استقامت ايشان چنان ارزانى دار كه خواهى و راضى باشى، كه آنكه از تو بزرگتر و بالاتر است ترا همان مبذول دارد و با تو همان طريق سپرد. و بايد كه [مبرت و] احسان و انعام و امتنان تو بموقع استحقاق و موضع استيجاب باشد.
[١]خ: در حدى.
[٢]خ: منابع.
[٣]ص: استطاعت.
[٤]خ: كبر.
[٥]ص: طروات.
[٦]خ: مرقد.
[٧]خ: فانجلهم.
[٨]ص: فتواضى.