معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٥ - ٤ وحى رسالى
رو، در الفاظ آن تحدى و اعجاز نيست.
سوم؛ حديث نبوى كه حقايق آن از خدا است؛ چنانكه قرآن مىفرمايد:
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[١].
يعنى: پيامبر از روى خواهشهاى نفسانى حرف نمىزند و همه بيانات او از عالم بالا سرچشمه مىگيرند، ولى جملهبندىهاى حديث نبوى از خود پيامبر هستند.
پس در تفاوت قرآن و حديث قدسى مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١. لفظ قرآن معجزه است، بر خلاف حديث قدسى.
٢. مسّ قرآن بدون طهارت روا نيست لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ،[٢] به خلاف حديث قدسى.
٣. قرآن با الفاظ مخصوص از لوح محفوظ وحى مىشود، ولى در حديث قدسى ممكن است لفظ از پيامبر باشد.
آيا نقش پيامبر و جبرئيل در فرآيند وحى قابل دريافت و تبيين است؟
آيتالله معرفت: چگونگى و كيفيت برقرارى ارتباط روحانى ميان خداوند با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) يا جبرئيل با وى براى ما قابل درك نيست. ما وقتى تلاش مىكنيم آن را درك كنيم، مىخواهيم ارتباطى روحانى را با معيارهاى مادى دريابيم يا موقعى كه مىخواهيم آن را توصيف كنيم، با الفاظ و كلماتى اين ارتباط را وصف مىكنيم كه براى مفاهيمى وضع شدهاند كه از دايره محسوسات فراتر نرفتهاند، بنابراين، موضوع همچنان بر ما پنهان مىماند. تعبيرات در اينباره جنبه استعاره و تشبيه داشته، به مجاز و كنايه مىمانند و هرگز اين تعبيرات حقيقى و واقعنمايى نيستند.
پس گرچه پديده وحى قابل قبول بوده، پايه ايمان را تشكيل مىدهد، ولى قابل وصف و درك حقيقى نيستند. در واقع وحى صرفاً يك پديده روحى است كه فقط براى كسانى قابل درك مىباشد كه اهليت و شايستگى آن را دارند؛
[١] . نجم، آيات ٤- ٣.
[٢] . واقعه، آيه ٧٩.