معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٤ - ٤ وحى رسالى
شده است. وحى بر حضرت موسى (عليهالسلام) بهويژه در كوه طور، چنين بود و نيز وحى بر پيامبر در ليلةالمعراج به همين گونه انجام گرفت.
٣. القاى وحى به وسيله فرشته كه جبرئيل پيام الاهى را بر روان پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرو مىآورد؛ چنانكه در قرآن آمده است:
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ* عَلى قَلْبِكَ[١].
و
فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ[٢].
در دو صورت اول، كلام بدون حجاب، حتى لفظ در قلب و روح انسان دميده مىشود؛ و در صورت دوم، كلام شكل لفظى به خود مىگيرد و گوش ظاهر آن را مىفهمد و حتى گاه از نقطه خاص مثل درخت شنيده مىشود.
اما در صورت سوم، واسطه، فرشته وحى است. فرشته مطلب را مىگيرد و عيناً در اختيار پيامگيرنده مىگذارد، در واقع، دو اتفاق مىافتد: ابتدا خداوند كلام را با رسول و فرشته در ميان مىگذارد و در مرتبه دوم، اين فرشته است كه مطلب را به پيامگيرنده وحى مىكند.
تفاوت وحى با حديث قدسى و حديث نبوى چيست؟
آيتالله معرفت: سه نوع بيان از پيامبر به ما رسيده است:
يكى آيات قرآن كه وحى و انشا و جملهبندى و حقايق آن از خدا است و پيامبر تنها عامل انتشار و مبلغ آن است:
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ* فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ[٣].
اين الفاظ مخصوص بهگونهاى هستند كه تعبير آنها به لفظ ديگر جايز نيست و ديگران از آوردن مثل آن عاجزند.
دوم؛ حديث قدسى كه انشا و جملهبندى و مطالب آن از خدا است، ولى پيامبر اجازه ندارد آن را در ميان آيات قرآن بگنجاند، بلكه آنچه بر قلب پيامبر القا شده، معنا و مضمون مطلب است كه پيامبر با لفظ خود ادا مىكند، از اين
[١] . شعراء، آيات ١٩٤- ١٩٣.
[٢] . بقره، آيه ٩٧.
[٣] . قيامت، آيات ١٨- ١٧.