معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٣ - ٣ ديگر منكران مجاز
مىكند. او مىگويد:
اگر اساساً وقوع مجاز را در لغت منكر شويم- چنانچه حق همين است- روشن است كه در قرآن، به طريق اولى مجاز يافت نمىشود، چون قرآن از شيوههاى لغت عرب تجاوز نكرده است.
و اگر وقوع مجاز در لغت عرب را قائل شويم، ليكن در قرآن قابل قبول نيست. و روشنترين دليل بر نفى مجاز در قرآن، همان اتفاق نظر اهل ادب است كه مجاز، با صحّت سلب همگام است، و خاصيت مجاز همان جواز نفى واقعيت است. مثلًا: درباره اطلاق لفظ «اسد» بر مرد شجاع، همگام مىتوان گفت: ليس بأسد واقعاً.
و در قرآن اين حالت امكان ندارد، كه لفظ يا عنوانى گفته شود، و در عين حال بتوان آن را نفى كرد!
و از همينرو است كه عقلگرايان- چون صفات عاليه را مجازگونه مىدانند- قائل به نفى صفت شده و هرگونه صفات جمال و كمال را از ذات حق نفى مىكنند. و مسأله «تعطيل صفات» از همين جا رخ داده است.[١]
مصطفوى- نويسنده معاصر- نيز منكر وجود مجاز در قرآن شده است[٢]. به اين دليل كه: قرآن مجيد نسخه جامعى است براى بشريت و ابديت، لذا بايد دلالت كلمات و عبارات آن قاطع و خالى از شك و شبهه باشد. اين در صورتى است كه تنها دلالت الفاظ در يك جهت بوده و همان معناى اصيل و حقيقى آن اراده شده باشد. زيرا مجاز و استعارهگويى بسيار وسيع و گسترده است و تعيين مراد، به قرينه و گاه به قرائنى نياز دارد كه احياناً موجب ترديد مىشود.
سپس او محذوراتى را در صورت وجود مجاز در قرآن بر مىشمرد:
١. وجود مجاز در قرآن، حجيت آن را ساقط مىكند، و آن به جهت وجود احتمالات پيرامون استعمالهاى مجازى است و هر كس به هر نحوى كه
[١] . شنقيطى، رساله منع جواز المجاز فى المنزل للتعبّد و الاعجاز، ص ٣٧.
[٢] . علامه حسن مصطفوى، تفسير روشن، مقدمه ٢، ص ٨، مىگويد:« ما معتقد هستيم كه تمام كلمات در قرآن مجيد به معانى حقيقيه آنها استعمال شده، و معناى مجازى در كلام خداوند متعال نيست».