معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٢ - ٣ ديگر منكران مجاز
است؛ به اين دليل كه مقصود اصلى و حقيقى متكلم بوده. در استعمالات مجازى نيز آنچه مفهوم مىشود حقيقت عينى است كه متكلم قصد كرده است، گرچه نحوه دلالت تفاوت دارد كه نخست دلالتى است اصلى و ذاتى، و اخير دلالتى است تبعى و با كمك قرينه، ولى اصل مدلول در هر دو حقيقتى است كه مقصود متكلم است.
درباره مثالهايى كه براى مجاز در قرآن گفته مىشود، مىگويد: اين تصوّر شما است كه آن را مجاز شمردهايد، ولى با دقّت در اصل و ريشه مفهوم كلمه روشن مىشود كه هم او نيز حقيقت است، مثلًا: آيه فَوَجَدَا جِدَاراً يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ،[١] مىگويد: مايل شدن بر دوگونه است، مايل شدن از روى شعور چنانچه در انسان و حيوانات؛ و مايل شدن بدون شعور چنانچه در جمادات. اين از قبيل مشترك معنوى يا مشترك لفظى است نه حقيقت و مجاز.
و نيز آيه وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ[٢] مىگويد: قريه، نام حالّ و محلّ است، يعنى: ساكنان و خانهها، همگى را شامل مىشود. همانگونه كه نام زمين و خانهها است، نام ساكنان آن نيز هست، لذا چه بگويى: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ، و قصد ساكنان داشته باشى، يا بگويى: ائت القريه، و قصد محلّ و ساختمانها را داشته باشى، هر دو حقيقت است و به تقدير نيازى نيست.
قاسمى (م: ١٣٢٢ ه. ق) در مقدسه تفسير خود، بهطور كامل، سخنان ابن تيميه را آورده است.[٣] ابن قيم متوفاى سال ٧٥١ شاگرد معروف ابن تيميه در كتاب الصواعق پنجاه وجه، در ابطال قول به مجاز در قرآن گرد آورده و آن را با نام طاغوت ياد كرده است.[٤]
شنقيطى- از نويسندگان معاصر- (م: ١٣٩٣ ه. ق) در رسالهاى به نام منع جواز المجاز راه ابن تيميه را دنبال كرده است و همان مطالب او را تكرار
[١] . كهف، آيه ٧٧.
[٢] . يوسف، آيه ٨٢.
[٣] . احمد جمالالدين قاسمى، تفسير قاسمى( محاسن التأويل)، ج ١٧، ج ١، صص ١٥٤- ١٣٦. قاعده ١١. علوم القرآن عند المفسرين، ج ١، صص ١٢٦- ١٠٢.
[٤] . ابوحض سامى ابن العربى، مقدمه رساله شنقيطى، صص ٢١- ٢٠.