معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢١ - پرسشها و پاسخها
جواب دادم؛ در كتابم هم به اين اشاره كردهام كه زبان قرآن زبان گفتارى است، نه نوشتارى. در اينجا دو- سه نمونه از ويژگىهاى زبان گفتارى و نوشتارى را عرض مىكنم تا معلوم شود زبان قرآن گفتارى است، نه نوشتارى.
در زبان گفتارى متكلم بيشتر بر قراين حاضر در مجلس مخاطب و ذهنيات مخاطب او تكيه مىكند و سخن مىگويد؛ يعنى متكلم، محيط شنوندگان و ... را در نظرمىگيرد؛ برخلاف زبان نوشتارى؛ زيرا كسى كه چيزى مىنويسد، بايد تمام قراينى را كه در فهم كلامش دخالت دارد، در خود نوشته بياورد. مسأله سياق در نوشتار است. نهجالبلاغه يك كتاب گفتارى است، يعنى سخنان حضرت امير را در مناسبتهاى مختلف جمعآورى كردهاند. قرآن هم اينگونه است. يعنى گفتههايى است كه در شرايط و مكانهاى به خصوص بيان شده است؛ براى همين جهت تفسير قرآن و فهم آن، بايد به اسباب نزول مراجعه كنيم. اگر از اسباب نزول اطلاعى نداشته باشيم، فهم بسيارى از آيات براى ما امكان ندارد. اگر نوشتارى بود، مىبايست خود آن قراين در نوشته ذكر شود و ويژگىهاى ديگرى كه بين دو مقوله وجود دارد. پس شما بايد به قرآن بهعنوان زبان گفتارى نگاه كنيد، نه نوشتارى.
٣. آيا آيات متشابه قرآن كه فهمش براى همه ميسور نيست، به بىضابطگى فهم دينى كمك نمىكند؟
* اساساً اين سؤال مطرح است كه چرا در قرآن آيات متشابه وجود دارد. خود قرآن مىگويد اين دستآويزى مىشود براى اهل زيغ.[١]
در جواب بايد گفت كه متشابهات قرآن دو گونه هستند:
١. متشابهات بالعرض: قبلًا متشابه نبودند. اكثريت آيات متشابه را اينگونه آيات تشكيل مىدهند.
٢. متشابهات اصلى: در بين شش هزار و دويست و سى و شش آيه قرآن، متشابهات اصلى از دويست آيه تجاوز نمىكند.
[١] . هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ.( آل عمران، ٧)