معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٣٣ - شيخ رحمتالله هندى
مىباشد، بيش از اين نيست ... و هر كس به ما، نسبت دهد كه قائل به بيش از اين هستيم، هر آينه دروغ گفته است.)
سپس استدلالات وى را در اين زمينه نقل مىكند.
٢. كلام سيدمرتضى علمالهدى (٤٣٦) ذوالمجد ابوالقاسم علىبن الحسين موسوى را نقل مىكند، و تمامى استدلالات مفصل وى را مىآورد، از جمله:
... القرآن كان علي عهد رسول الله- صلي الله عليه و آله و سلم- مجموعاً مؤلّفاً علي ما هو الآن .. و كان يدرس و يحفظ جميعه في ذلك الزمان .. و كل ذلك بأدني تأمّل يدل علي انه كان مجموعاً مرتّباً غير منثور و لا مبثوث.
و ان من خالف من الإمامية و الحشوية لا يعتدّ بخلافهم، فإنّ الخلاف مضاف الي قوم من اصحاب الحديث، نقلوا أخباراً ضعيفة ظنّوا صحّتها، لا يرجع بمثلها عن المعلوم القطوع علي صحّته ...
... قرآن در دوران عهد رسالت همانگونه كه امروزه هست، جمعآورى و تأليف گرديده بود .. و مورد تدريس و حفظ قرار مىگرفت ... كه با تأمل در اين دلايل بهخوبى روشن مىگردد. كه قرآن، در آن عهد، جمعآورى شده و هرگز پراكنده نبوده است
(و هر كس از طائفه اماميه يا گروه حشويه، با اين نظر مخالف باشند، مخالفتشان مورد اعتنا نيست، زيرا مخالفت در اين زمينه، به گروهى از اصحاب حديث نسبت داده مىشود كه روايات ضعيفى را مورد استناد قرار داده، گمان بردهاند كه صحيح و استناد به آن درست است. ولى چنين رواياتى موجب نمىگردد كه از معلوم قطعى خود صرفنظر كنيم ..)
٣. كلام قاضى نورالله تسترى را نقل مىكند:
ما نسب الي الشيعه الامامّية بوقوع التغيير في القرآن ليس مما قاله جمهور الامامية، انما قال به شرذمة قليلة منهم لا اعتداد بهم فيما بينهم ..
(آنچه كه به شيعه نسبت داده شده كه قائل به تحريف مىباشند، درست
نيست، و انبوه شيعه اماميه چنين چيزى قائل نيستند. آرى! افرادى بسيار كم آن را گفتهاند كه در حساب شيعه نيايند، خود و نظرشان مورد اعتنا نمىباشند.)
٤. آنگاه كلام شيخ محمدصادق (شارح اصول كافى) و شيخ محمدحسن حرّعاملى (صاحب وسائل الشيعه) كه از بزرگترين محدثان جهان تشيع مىباشد