معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٠ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
زندگى سالم داشته باشد، عدل بر جامعه حاكم باشد، ظلم بر آن جامعه راه پيدا نكند. لذا قوانين و احكامى در همين رابطه وضع مىكند، ولى ساير مطالب، و اينكه حالا ما مىتوانيم از اكسيژن چه استفادههايى بكنيم، آيا مىتوانيم بر اثر فشار هوا، هواپيما بسازيم؟ اينها ربطى به شرع مقدس ندارد، چون انسان خودش به اينها پى مىبرد و اصلًا آن استعدادها و قابليتهايى كه در انسان نهفته است، به فعليت مىرسد و بايد هم برسد. پس وظيفه دين نيست كه در شئون زندگى انسان، در جنبههاى مادى و معنوى انسان كه چگونه زندگى كند؟ آيا با هواپيما سفر كند يا با ماشين يا ...؟ اينها همه مربوط به خود انسان است كه بايد اينها را فراهم كند.
ثالثاً: مدعيان اين مطلب هيچ دليل و شاهدى بر اين ادعاى خودشان ندارند. مقصود از دليل اين است كه آيا در نصوص كتاب يا سنت چنين مسألهاى اصلًا از جانب شرع يا قرآن مطرح شده كه ما همه چيز را براى بشر گفتهايم يا مىگوييم؟ اين معناى دليل بود. شاهد اين است كه حالا نشان دهيم كه كجاى قرآن راجع به مثلثات صحبت كرده است يا كجاى قرآن راجع به استفاده از رقت هوا سخن به ميان آمده است و يا از كجا بشر بتواند صنايعى اختراع بكند و ... اينها را هم شاهد ندارند و مسأله وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[١] ربطى به اين مسأله ندارد؛ چرا كه كتاب مبين مىگويد و قرآن نمىگويد. كتاب مبين به جاى خود محفوظ، بلكه مقصود اين است كه هر آنچه در عالم وجود تحقق پيدا مىكند، از پيش نوشته شده است. اين آيه چيزى غير از اين نمىگويد و ربطى به قرآن ندارد. مسأله اين نيست كه در قرآن ما همه چيز را گفتهايم. علىاىحالٍ وجه سوم براى ردّ اين مدعا اين است كه اين مدعا، نه دليلى دارد و نه شاهدى مىتواند داشته باشد.
* عدهاى با استشهاد به بعضى آيات و روايات و ادله عقليه استفاده كردهاند كه شأن قرآن بيان همه چيز است، از قبيل:
[١] . انعام، آيه ٥٩.