معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣٨ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
مطرح است و رؤوس و پايههاى آنها در قرآن موجود است، همين است و بس. بيش از اين ادعايى نداريم. زيرا:
اولًا: قرآن وقتى كه ادعاى كمال مىكند و مىگويد:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
از اين جهت كه روى كرسى تشريع نشسته، چنين ادعايى مىكند؛ نه روى كرسى تكوين. اگر مدعى اين كلام، بر كرسى تكوين تكيه داده بود و گفته بود كه هر آنچه كه نيازمندى است، من براى شما آوردهام؛ در چنين ادعايى جا داشت كه بگوييم علوم تجربى و رياضى و تمام ابعاد فرآوردههاى بشرى بايد حداقل ريشهاش در قرآن بوده باشد، ولى اين سخن را موقعى گفته است كه بر كرسى تشريع تكيه زده، پس معنايش اين است كه آنچه در رابطه با شريعت است، اصولًا و فروعاً، ما براى شما مطرح و پايهريزى كردهايم. اين همانند آن است كه يك فقيه كتابى را بنويسد و بگويد: هر آنچه مورد نياز بوده است، در اين كتاب گرد آوردهام. اين سخن را موقعى مىگويد كه بر كرسى فقاهت تكيه زده باشد، مثل من لا يحضره الفقيه يا وقتى كه محمد بن زكريا مىگويد: من كتابى مىنويسم كه تمام نيازمندىهاى مردم را فراهم كنم و بدينسان كتاب من لا يحضره الطبيب را مىنويسد. يعنى هر آنچه را كه در عالم پزشكى مورد نياز است، من ارائه مىدهم. چرا؟ چون اين سخن را موقعى گفت كه بر كرسى طبابت و پزشكى تكيه زده بود. خلاصه در اينگونه سخنان بايد ببينيم كه گويندهاش خود را در چه موضعى قرار داده و اين سخن را گفته است. اين اولًا، كه مناسبت حكم و موضوع اقتضا مىكند كه آنچه كه در رابطه با شريعت و دين است، اصولًا و فروعاً مطرح كرده باشد؛ نه غير از آن.
ثانياً: اساساً قرآن كريم و همچنين دين، شأنش اين نيست كه در امورى كه مربوط به يافتههاى خود بشر است، دخالت كند؛ حتى راهنمايى كردن آن هم معنا ندارد. زيرا خداوند به انسان عقل و خرد و انديشه ارزانى داشته و همان روز اول كه گفت: