معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٢ - سه بخش سوره حمد
«وسم» و «سمة» دانستهاند. به علاوه يادآور شديم، معادل كلمه «اسم» در فارسى «نام» است كه به معناى نشانه صاحبنام مىباشد.
در روايت از امام على بن موسى الرضا- عليهالسلام- نيز بدان تصريح دارد. اين روايت را مرحوم صدوق در دو كتاب معتبر خود التوحيد و معانى الأخبار آورده است. مىتواند شاهد معتبرى براى اثبات مطلب باشد.
«الله» علم شخص (نام خاصّ) ذات حقتعالى است. در اصل «الإله» بوده و با «لام عهد» اشاره به ذات حق داشته، كه سپس «عَلَم بالغلبه» گرديده است.[١]
همزه «اله» به جهت كثرت استعمال، تخفيفاً حذف گرديده، و لام عهد در لام «اله» پس از حذف همزه ادغام شده، و بهگونه «تفخيم» ادا مىشود.[٢]
در ريشه «الله» چهار احتمال دادهاند:[٣]
١. از الَهَ يَألَهُ الاهةً به معناى عَبَدَ يَعْبُدُ عِبادَةً.
فيروز آبادى گويد: لفظ جلاله «الله» از همين ريشه است. و در آن تا بيست وجه گفتهاند، كه صحيحترين آن، آن است كه: عَلَم شخص، و از مشتقات محسوب نمىشود. اصل آن «اله» هموزن فِعال (امام) به معناى «مألوه» مىباشد. و هر چه عبادت شود، نزد عبادتكننده «اله» گفته مىشود، به معناى «معبود».
ولى «الله»- با اين هيأت خاص- نام خاصّ بارىتعالى است، كه بر ديگرى اطلاق نمىشود. راغب اصفهانى گويد:
ولتخصّصه به قال تعالي: هل تعلم له سميّاً.[٤]
چون اين نام به او اختصاص دارد. خداوند فرموده: آيا ديگرى كه همنام او
[١] . محمود بن عمر زمخشرى، الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل فى وجوه التاويل، ج ١، ص ٦.
[٢] . همان، ص ٦«( الله) اصله الإله ... فحذفت الهمزه و عوّض منها حرف التعريف و لذلك قيل فى النداء: يا الله بالقطع كما يقال يا إله، و الإله من اسماء الاجناس- كالرجل و الفرس- اسم يقع على كل معبود بحقّ او باطل ثم غلب على المعبود بحق ... اما( الله) بحذف الهمزه فمختص بالمعبود بالحق».
[٣] . مفردات راغب به هر چهار وجه اشاره كرده است. راغب اصفهانى، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص ١٧.
[٤] . مريم، آيه ٦٥.