اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥١٦ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
بيت[١]:
كم گو غم عشق پيش آنكس
كو را ز غمت غمى نباشد
و بكسى كه استعانت كردى در حضور و مرور اوقات فرصت، خود را بر نظر او ميگذران، [١٣ پ] و با ياد او ميده، و از ابرام و الحاح تحاشى نماى. و چون كسى بتو حاجتى رفع كند و مسئول و مأمول او را محتاج[٢] باشى و بر قضاى آن مالك، و بسهولت بىكلفت[٣] بر انجاح و انجاز قادر توانى بود، در اسعاف آن تقصير و تهاون جايز مشمار، و در جواب سؤال[٤] ببذل مقصود، كرم خلق و لطف شيمت كار بند، و آن مطلوب را بتعجيل قضاى آن، و اسراع در نجح غرض بر صاحب و طالبش مهنا[٥] دار، و او را در طلب آن محتاج تردد و معاودت[٦] مگردان و در بند انتظار مگذار، كه اگر بخلاف[٧] اين وصايت باشى طالبان از تو ملول شوند، و راغبان اعراض نمايند، و امل مردم از تو منقطع گردد و اگر بر انجاح آن حاجت و بذل آن ملتمس قادر و مالك نباشى محتاج را از تعب طلب بتصريح يأس فرج ده كه اليأس احدى الرّاحتين، و عذرى كه ترا باشد براستى از طريق رفق، و حسن خلق با او تقرير (كن)، كه گفتهاند: انّ السّراح من السّماح، [١٤ ر] يعنى گسيل كردن سائل به «لا» يا «نعم» بى وعده مماطلت و عشوه مدافعت از سخاوت و سماحتست.
(١٦) اى پسر! در طلب صلاح و تحرى رضاى خويشان و دوستان خود مادام كه با تو بر سنن استقامت، و قاعده سلامت باشند، و بر طريقت وفا و عادت صفا روند، جهد و جد نماى، و غايت مجهود مبذول دار، و هر وقت كه حال ايشان تغيير
[١]خ: نظم.
[٢]ص: محتاجى.
[٣]خ: تكلف.
[٤]خ: و سئوال.
[٥]خ: مهيا.
[٦]ص: معاونت.
[٧]خ: برخلاف.