اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥١٤ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
الأمور و يبغض سفسافها، يعنى: خداى تعالى كارهاى با قدر و خطر دوست دارد، و بامور بىشأن و خسيس بنظر سخط نگرد.
(١٣) اى پسر! بايد كه بعلت توكل بر مناقب و مواهب و مآرب و مطالبى كه يافته باشى اقتصار نكنى، و از طلب مزيد آن قاصر و فاتر نشوى، و در تحصيل امثال و انواع آنچه حاصل شده باشد سعى مينمايى، تا ترا ماده اتصال آن محصول و مطلوب منقطع نشود، و مستظهر و واثق باشى كه اگر در بعضى مساعى و مباغى تو حرمانى عارض شود و كارى فايت گردد بادراك و احراز ديگرى اميد توانى داشت، و يأس روى ننمايد كه اين طريقه و عادت كه گفتم فعل ارباب خرد، [١٢ پ] و سنت اصحاب رأى و فطنت است، همتت را كه نام كرد است آز.
(شعر:)
فلا هو فى الدّنيا مضيع نصيبه
و لا عرض[١] الدّنيا عن الدّين شاغله
(١٤) اى پسر! چون ترا سرمايه رأى و پيرايه علمى باشد كه بذات خود از تجارب و مقاسات طلب [كسب] كرده باشى، و بفضيلت آن شهرت و اتصاف يافته (باشى)، بايد كه همه كس را بر آن اطلاع ندهى، و آنقدر خاص نفس خود را نگاه[٢] دارى و مدخر گذارى، كه اگر در ملمات حوادث و مهمات مصالح و متجددات روزگار وقتى كه از اعوان و اقران و اكفاء و نظرا دور مانده باشى بآن محتاج شوى ترا ذخيره و سرمايه باشد، كه از جهت استفادت آن كسى را بتو رغبتى تواند بود، و بآن در ميان
[١]خ: غرض.
[٢]ص: نگار.