جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٠٤ - فصل سوم در آنچه تعلق به قضا پرسيدن دارد
سؤال بايد كرد[١].
سيم آنكه: قاضى در وقت قسم دادن وعظ گويد.
سى و يكم آنكه: قضاياى هر روز و هفته و ماه و سال را در جايى جمع كند و تاريخ آنها را بنويسد، تا آنكه از تغيير محفوظ باشد.
سى و دوم آنكه: برحكم كردن قاضى در هرقضيّه گواهان عادل بگيرد.
سى و سوم: عفو كردن قاضى از كسى كه درشتى با او كند.
سى و چهارم: ترك كردن قاضى گرفتن چيزى از بيتالمال جهت رزق اگر احتياج به آن نداشته باشد، و همچنين است حكم كاتب و مترجم قاضى و معلّم قرآن و مدرّس آداب و غير آن و صاحب ديوان و كيّال و گواهانى كه گواهى دهند، مگر آنكه براى سفر كردن و مؤنت سفر محتاج به آن باشند، چه در اين صورت گرفتن چيزى جهت مؤنت سفر جايز است.
سى و پنجم آنكه: سه نوبت به كسى كه قسم متوجّه اوست بگويد كه: اگر قسم نمىخورى حكم مىكنم به حقّ جهت ديگرى.
سى و ششم: سوگند مغلّظه دادن در اموالى كه زياده از ربع دينار باشد.
امّا چهار امر حرام:
اوّل: چيزى دادن جهت قاضى شدن. [١] و بعضى از مجتهدين برآنند كه آنكسى كه اراده قاضى شدن دارد اگر ميان مردمان مشهور نباشد سنّت است كه چيزى دهد و قاضى شود تا آنكه به علم و فضل مشهور گردد[٢].
______________________________
[١]-
اگر قابليّت و اهليّت نداشته باشد حرام است چيزى دادن از جهت قاضى شدن و اگر
قابليّتداشته باشد حرمت آن معلوم نيست، بلكه در بعض آنات سنّت است. (تويسركانى)
* معلوم نيست. (صدر)
[١] شيخ طوسى در مبسوط ٨: ١١٢ به بعض قوم نسبت داده است.
[٢] شيخ طوسى در مبسوط ٨: ٨٤ به بعضى نسبت داده است. شهيد ثانى، مسالك ١٣: ٣٤٢.