جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٥٨ - مطلب دوم در بيان سوگند خوردن و اقسام و شروط آن
پنجم: مباح، چون سوگند خوردن برفعل مباح.
و شروط سوگند خوردن هفت چيز است:
اوّل آنكه: بهنام خداى تعالى باشد، چون: «والَّذي نفسي بيده» «وَالَّذي خلق الْحبّة وبرئ النَّسَمَةَ» «ومُقلِّبِ الْقلوبِ وَالأبصار» ومانند اينها، يا بهاسماىمخصوص بهاوچون:
«وَاللَّهِ» وَ «بِاللَّهِ» «وَالرَّحمنِ» «والقَديمِ» «والبارئ» و مانند اينها، يا به اسماى مشترك كه آنها را اغلب برخداى تعالى اطلاق كنند چون: «رَبّ» وَ «خالق» وَ «بارى» و «رازق».
و به غير از اينها چون: «موجود» و «خبير» وَ «سَميع» وَ «بَصير» سوگند خوردن صحيح نيست. [١]
و اگر ب «قدرةاللَّه» و «علماللَّه» سوگند خورد و به اينها قصد معانى [٢] آن را كند صحيح نيست و اگر به اينها قصد كند كه خدا قادر است و عالم است، صحيح است و اگر گويد: «بِجَلالِ اللَّهِ» وَ «بِعَظَمَةِاللَّهِ» وَ «بِكِبْرِيآءِ اللَّهِ» وَ «بِعِزَّةِ اللَّه» وَ «اقْسِمُ بِاللَّهِ» وَ «احْلِفُ باللَّهِ» و «اقَسَمْتُ بِاللَّهِ» و «حَلَفَتُ بِاللَّهِ» و «اشْهَدُ بِاللَّهِ» سوگند منعقد مىشود. و اگر اين مذكورات بىلفظ «اللَّه» واقع شود منعقد نمىشود و اگر گويد: «وحقِّ اللَّه» نيز منعقد مىشود. [٣] و بعضى از مجتهدين اين قول را منعقد نمىدانند[١].
______________________________
[١]
دور نيست كه با قصد خداوند عالم منعقد بشود. (تويسركانى)
* هرگاه قصد خدا كند ترك احتياط نكند. (دهكردى، يزدى)
* اگر قاصد بوده به آنها خداوند عالم جلّت الآؤه را، احوط انعقاد است. (صدر)
* ولو اينكه قصد كند خدا را، لكن مراعات احتياط دراينصورت مطلوباست. (نخجوانى)
[٢] يعنى معانى انتزاعيّه كه زايد بر ذات و حمل بر او مىشود، نه حقيقت قدرت و علم كهصفات حقيقيّه هستند و عين ذاتاند كه قسم به ذات مىشود مع اعتبار الصفات. (دهكردى)
* يعنى اينها چيزى است زايد بر خدا. (نخجوانى)
* يعنى آنها را زايد بر ذات بداند و قسم به آنها بخورد، چون قسم به غير خدا مىشود، لكن فرق ما بين اينها و قسم به جلال اللَّه ونحو آن از مذكورات معلوم نيست. (يزدى)
[٣] على الاحوط. (تويسركانى)
[١] شيخ طوسى، خلاف ٦: ١٢٥، مسأله ١٦. ابن إدريس، سرائر ٣: ٣٧. علّامه حلّى، ارشاد ٢: ٨٤.