جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٧٠ - قسم هفدهم آنچه در آن دو ثلث خونبهاى آن عضو لازم است
گوشهاست[١].
سوم: مثله ساختن بينى [١] شخصى.
چهارم: كندن دندان زيادتى شخصى، چه در آن ثلث خونبهاى دندان اصلى است [٢] هر گاه تنها كنده باشد، امّا اگر با دندان اصلى كنده باشد چيزى در آن لازم نيست.
پنجم: بريدن انگشت نر بر قول بعضى از مجتهدين [٣][٢].
) ششم: بريدن انگشت زيادتى، چه در آن ثلث خونبهاى انگشت اصلى است.
هفتم: مثله كردن انگشت [٤] كسى چه در آن ثلث خونبهاى انگشت صحيح آن عضو لازم است.
هشتم: كوفتناستخوان هرعضوى، چه درآن ثلث خونبهاى آنعضو لازماست. [٥]
نهم: شكافتن هر دو لب آدمى بهطريقى كه دندانها نمايان شود، چه در آن ثلث خونبهاى هردو لب لازم است، خواه تمام لبها شكافته شده باشد و خواه بعضى.
دهم: شكافتن يكى از لبها و در آن ثلث خونبهاى لب لازم است.
قسم هفدهم: آنچه در آن دو ثلث خونبهاى آن عضو لازم است
و آن چهار امر است:
اوّل: شل گردانيدن انگشتان صحيح، خواه از دست باشد و خواه از پاى.
______________________________
[١]
يعنى قدرى از يك طرف آن بريدن. (يزدى)
[٢] بنابر قول بعضى و بعيد نيست ارش باشد. (يزدى)
[٣] و اظهر عشر ديه است چنانكه گذشت. (يزدى)
[٤] يعنى بريدن يكى از بندهاى آن لكن در ابهام چون دو بند است در هر يكى نصف ديه ابهاماست. (يزدى)
[٥] بنا بر مشهور، لكن اطلاق حكم خالى از اشكال نيست. (يزدى)
[١] كافى ٧: ٣١٢، حديث ١٠ و ٥. وسائل ٢٩: ٣٣٧ و ٣٧٨، حديث ١ و ٣.
[٢] شيخ طوسى، خلاف ٥: ٢١١ مسأله ٩٣ و صفحه ٢٤٨ مسأله ٥٠. ابن حمزه، وسيله: ٤٥٢. ابن زهره، غنيه: ٤١٨. قطب الدين كيدرى: ٥٠٦.