جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٧٦٠ - فصل چهارم در بيان آنچه از حيوانات و غير آنها حرام است و مكروه
و همچنين فضلات ايشان از حيوان مأكول اللّحم و غيرآن چون آب دهن و بينى و عرق ايشان، چه خوردن اينها همه حرام است.
چهارم: شير هرحيوانى كه گوشت آن را نخورند. و در حلال بودن شيرى كه در پستان حيوان مرده باشد مجتهدين را خلاف است. [١]
پنجم: هرچيز روانى كه نجاست عارض او شود خوردن آن حرام است، چون آب نجس.
ششم: طعام غيرى را بىاذن او خوردن مگر جماعتى كه در آيه كريمه قرآنيّه استثنا شدهاند كه ايشان بىاذن صاحب آن مىتوانند خورد، و اگر ايشان نيز دانند كه صاحبش بهآن راضى نيست برايشان نيز حرام است. [٢]
هفتم: اعيان نجسه چون نجاست آدمى و چيزهاى پاك كه نجس شده باشد به ملاقات نجاست، پس اگر آن چيزها قابل پاك كردن باشد خوردن آنها پيش از پاك كردن حرام است. و همچنين نانى كه آن را به آب نجس خمير كنند حرام است خوردن آن. و روغن كه بسته باشد هر گاه نجاست به بعضى از اجزاى آن برسد آنچه نجاست به آن رسيده حرام است و باقى حلال.
هشتم: مرده، ودر حكم اواست هرپاره كه از زنده پارهكنند، چه آن نيز حكممرده دارد، و خوردن و استعمال كردن آن حرام است سواى پشم و موى و تهنشين، و پر مرغ اگر آن را ببرند، و اگر بكنند بيخ آن را كه به مرده متّصل است بايد شست. و شاخ و سُم و دندان و ناخن و استخوان، و تخم هرگاه پوست بالايين را سخت كرده باشد، وانفحه يعنى [پنير] مايه چه بعضى از مجتهدين استعمال آنها را از مرده جايز [٣] داشتهاند[١].
______________________________
[١]
حلال بودن آن خالى از قوّت نيست، هر چند احوط اجتناب است. (يزدى)
[٢] بلكه با عدم احراز رضايت احوط ترك است. (صدر)
[٣] و آن اقوى است، بلكه در شير آن نيز چنانچه گذشت. (نخجوانى، يزدى)
[١] شيخ صدوق، هدايه: ٣٠٩ و ٣١٠. ابنادريس، سرائر ٣: ١١١ و ١١٢. شهيدثانى، مسالك ١٢: ٥٤.