جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٧٣٥ - فصل سوم در آنچه تعلق به لعان كردن دارد
قدرت، و اگر عاجز باشند غيرعربىنيز جايز است، و در اين صورت حاكم شرع را دو مرد عادل لازم [١] است كه زبان غير عربى را داند و يك عادل كافى نيست.
هشتم: ترتيب بهطريقى كه مذكور شد به آنكه شوهر اوّل چهار مرتبه ابتدا به شهادت كند آنگاه لعن كند بعد از آن زن چهار مرتبه ابتدا به شهادت كند آنگاه بهغضب.
نهم آنكه: شوهر و زن هردو در وقت ذكر شهادتين و لعن و غضب مىبايد كه ايستاده باشند [٢] و بعضى از مجتهدين برآنند كه شوهر در حال ذكر شهادت و لعن مىبايد كه ايستاده باشد و اگر چه زن در آن حال نشسته باشد و زن نيز در حالت ذكر شهادت و غضب مىبايد كه ايستاده باشد و اگر چه شوهر در آن حال نشسته باشد[١].
دهم: مشخّص ساختن زن، به آنكه نام او را ذكر كند و نام پدر او را يا او را بهنوعى وصف كند كه احتمال غير او نداشته باشد يا آنكه اشارت كند به او، پس اگر زن مشخّص نباشد لعان واقع نمىشود.
يازدهم آنكه: كلمات شهادت و لعن و غضب را پى در پى بگويند.
دوازدهم آنكه: هريك از شوهر و زن به گفتن آن كلمات وقتى شروع كنند كه حاكم شرع ايشان را تلقين آن نمايد، پس اگر هريك از ايشان بىآنكه حاكم شرع ايشان را تلقين كند بگويند صحيح نيست.
و امّا هشت امر سنّت:
اوّل آنكه: حاكم شرع پشت به قبله كند و روى به ايشان.
دوم آنكه: شوهر بر دست راست حاكم شرع بايستد[٢] و زن بر دست چپ او.
سوم آنكه: جماعتى از مردان در آن مجلس حاضر باشند جهت شنيدن لِعان، و كمتر از چهار كس نباشند.
______________________________
[١]
احوط دو عادل است. (تويسركانى)
[٢] اعتبار قيام احوط است. (تويسركانى)
[١] شيخ صدوق، مقنع: ٣٥٥. شيخ طوسى، مبسوط ٥: ١٩٨. ابنادريس، سرائر ٢: ٦٩٩. محقّق، شرايع ٣: ٩٨.
[٢] در نسخهاى: بنشيند.