جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٢٨ - فصل سوم در بيان تفصيل حقوقى كه به گواهان عادل ثابت مىشوند
فصل دوم در آنچه سبب گواه شدن مىشود
بدانكه گواه، گواهى نمىتواند داد تا آنكه او را علم قطعى حاصل نباشد به آنچه برآن گواهى مىدهد، و آن به دو چيز حاصل مىشود [١]:
اوّل: ديدن در آنچه آن را توان ديد چون ديدن غصب كردن و دزدى نمودن و كشتن و شير خوردن و زائيدن و زنا كردن و لواطه نمودن. و گواهى دادن كسىكه كر باشد در اينها مسموع است هر گاه شروطى كه مذكور شد در او باشد. و جايز است ديدن گواه روى زن اجنبيّه را جهت گواه شدن بر او، مگر آنكه آواز او را بشناسد، چه در اين صورت ديدن روى [٢] او جايز نيست.
دوم: شنيدن در آنچه قابل شنيدن باشد، چون شنيدن عُقود و ايقاعات، و ديدن خطّ خود كافى نيست و اگرچه عادلى گواهى دهد، و آنچه سنّيان نسبت به اماميّه دادهاند كه ايشان قايلند به جواز گواهى دادن به دروغ جهت برادر مؤمن خود غلط است، زيرا كه اماميّه نقل اجماع كردهاند برآنكه اين گواهى دادن جايز نيست و تصريح نمودهاند كه اين قول مذهب محمّد بن علىّ شلمغانى است كه داخل غُلات است، و سبب غلط افتادن سنّيان اين است كه آن مرد وقتى مذهب اماميّه داشته و بعد از آن داخل غُلات شد.
و گواه تا آنكه نسب شخصى را و عين او را نشناسد گواهى جهت او نمىتواند داد، پس انتساب او كافى نيست، چه تزوير ممكن است. و اگر حال آن مرد برگواه مجهول باشد و دو عادل حال او را بر او مشخصّ كنند صحيح است.
فصل سوم در بيان تفصيل حقوقى كه به گواهان عادل ثابت مىشوند
و آنها بر نُه قسماند:
______________________________
[١]
حصول علم موقوف به ديدن و شنيدن نيست، بلكه به غير اينها نيز حاصل مىشود و به هر
نوع كه حاصل شد علم شرعاً كافى است. (تويسركانى، صدر)
[٢] ديدن رو بدون شهوت مطلقاً جايز است. (تويسركانى)