جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٧٤٤ - فصل سوم در احكام شكار كردن
امكان داشته باشد و اگرچه نصف يك روز بيش نماند، پس اگر در اين صورت از نظر پنهان شود و او را مرده بيابند حلال نيست [١] خواه بعد از آنكه از نظر غايب شود سگ بر سر او حاضر باشد و خواه نباشد.
نهم آنكه: آنكس كه سگ سر داده و تير انداخته و نيزه و شمشير زده پيش شكار حاضر نباشد، چه اگر حاضر باشد و آن مقدار وقت باشد كه او را تواند كشت لازم است كه سر او را ببرد، كه اگر بگذارد تا بميرد حلال نيست. و اگر در وقت حاضر شدن او چيزى نباشد كه شكار را به آن تواند كشت ميانه مجتهدين در آن خلاف است، اقرب آن است كه حرام است. و بعضى برآنند كه: در اين صورت بگذارند كه سگ آن شكار را پاره پاره كند. [٢][١].
دهم آنكه: مىبايد كه شكار آنچنان باشد كه تواند گريخت خواه وحشى باشد و خواه اهلى، پس اگر كوچك باشد يا قدرت بر گريختن نداشته باشد حلال نيست.
فصل سوم در احكام شكار كردن
بدانكه واجب است موضعى از شكار را كه سگ به دندان گرفته باشد به آب بشويند، و بعضى از مجتهدين شستن آن را واجب نمىدانند[٢].
و شرط نيست در تيرانداز و نيزهگذار و شمشيرزن كه تنها باشد، چه اگر جماعتى شكار را به تير يا شمشير يا نيزه بزنند حلال است و همه در آن شكار شريكند. و همچنين شرط نيست كه ديگرى در شكار مدد نكند، چه اگر ديگرى او را مدد كند حلال است.
______________________________
[١]-
مگر آنكه معلوم شود كه سگ او را كشته است. (نخجوانى، يزدى)
[٢] اين قول اقرب است. (تويسركانى)
[١] شيخ طوسى، نهايه ٣: ٨٧. شيخ صدوق، مقنع: ٤١٣. علّامه حلّى در مختلف ٨: ٢٦٥ و ٢٦٦ به ابن جنيد نسبت داده و خود نيز اين قول را انتخاب نموده است.
[٢] شيخ طوسى، خلاف ٦: ١٢، مسأله ٨ و مبسوط ٦: ٢٥٩.