جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ١٤٦ - اما آن بيست و پنج امر كه در وقت سجود به فعل آوردن آن سنت است
نباشد نماز باطل است [١].
چهارم آنكه: پيشانى را برخاك [٢] گذارد يا برچيزى كه از خاك روئيده باشد بهشرط آنكه خوردنى و پوشيدنى نباشد به حسب عادت.
پنجم: گفتن «سُبْحانَ رَبِّىَالْاعْلى وَبِحَمْدِهِ» يك نوبت يا سه نوبت «سُبْحانَاللَّه [٣]» و در وقت ضرورت يك نوبت [٤] كافى است چنانچه در ركوع گذشت [٥].
ششم: درنگ كردن بهقدر ذكر.
هفتم آنكه: ذكر را چنان گويد كه خود بشنود، همچنانكه در ركوع گذشت.
هشتم: سر از سجده اوّل برداشتن [٦].
نهم: بعد از سر برداشتن لمحهاى درنگ نمودن.
دهم: نوبت ديگر سجده كردن بهطريق سجده اوّل.
امّا آن بيست و پنج امر كه در وقت سجود به فعل آوردن آن سنّت است:
اوّل: «اللَّه اكبر» گفتن بعد از ركوع و قبل از خم شدن به جهت سجود.
دوم: درنگ نمودن بهقدر «اللَّه اكبر» گفتن.
سوم: در وقت «اللَّه اكبر» گفتن دستها را بالا بردن تا نزديك گوشها.
______________________________
[١]
معلوم نيست. (صدر)
[٢] اولى اعتبار وضع پيشانى است بر زمين، چه خاك باشد يا سنگ باشد يا از زمين روئيدهباشد و مأكول و ملبوس نباشد. (تويسركانى)
* منحصر در خاك نيست. (صدر)
[٣] گفتن: «سبحان ربّى الأعلى و بحمده» يك نوبت يا «سبحان اللَّه» سه نوبت واجب نيست، بلكه مطلق ذكر كافى است چنانكه در ركوع ذكر شده لكن احوط است. (تويسركانى)
[٤] و گذشت كه اين در صورتى است كه ضرورت به نحوى باشد كه رافع تكليف نسبت به زياده بشود. (خراسانى)
[٥] گذشت در ركوع كه كافى نيست، اگر مجرّد حاجت باشد. (مازندرانى)
* گذشت در ركوع، اگر مجرد حاجت باشد كافى نيست. (نخجوانى)
[٦] و نشستن. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
* نه مجرّد سر برداشتن، بلكه به حدّ نشستن. (مازندرانى)