جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٢٠ - فصل پنجم قسم دوازدهم از اقسام حدود
گفتهاند كه: اگر زن داشته باشد ايشان را سنگسار بايد كرد به طريق حدّ زنا و اگر نداشته باشند صد تازيانه بايد زد[١]. و اگر بعد از آنكه نزد حاكم شرع لواطه شخصى بهگواهان ثابت شود توبه كند حدّ از ايشان ساقط نمىشود، و اگر بعد از آنكه پيش امام اقرار كرده باشند آنگاه توبه كنند امام مخيّر است ميانه حدّ زدن و عفو كردن.
فصل پنجم: قسم دوازدهم از اقسام حدود
و آن هشتاد تازيانه است، و آن حدّ دو قوم است:
قوم اوّل: حدّ كسى كه دشنام به كسى دهد، به اين طريق كه تو زنا مىكنى يا لواطه مىكنى و هرچه بدينها ماند. و شروط آن هفت است: اوّل آنكه: بالغ باشد، چه طفل را تعزير بايد كرد. دوم آنكه: عاقل باشد، چه ديوانه را تأديب بايد كرد. سوم آنكه: كسى را كه دشنام مىدهد آزاد باشد. چهارم آنكه: كسى را كه دشنام مىدهد مسلمان باشد. پنجم آنكه: عفيف باشد، چه اگر زانى يا كسى را كه به فسق مشهور باشد به آنچه در ايشان است دشنام دهد حدّ ندارد. ششم آنكه: كسى را كه دشنام مىدهد فرزند او نباشد، چه اگر فرزند باشد پدر را حدّ نمىزنند. هفتم آنكه: دشنام دهنده عالم باشد به دشنامىكه مىدهد، چه اگر به لغتى دشنام دهد كه معنى آن را نداند او را حدّ نمىزنند.
و هر گاه اين شروط متحقّق شود دشنام دهنده را هشتاد تازيانه بايد زد و او را در ميان مردمان مشهور بايد ساخت تا گواهى او را قبول نكنند. و در اين حكم ميان آزاد و بنده فرقى نيست، و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه[٢]: اگر بنده دشنام دهد چهل تازيانه حدّ اوست. و اگر دشنام دادن نسبت بهجماعتى متعدّد باشد [١] حدّ نيز متعدد مىشود.
______________________________
[١]-
يعنى هر يك را جداگانه دشنام دهد. (يزدى)
[١] شيخ طوسى، نهايه ٣: ٣٠٧ و خلاف ٥: ٣٨١ و مبسوط ٨: ٧. ابن برّاج، مهذّب ٢: ٥٣٠. ابن حمزه، وسيله: ٤١٣.
[٢] شيخ صدوق، هدايه: ٢٩٣. شيخ طوسى، مبسوط ٨: ١٦.