جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ١٥١ - اما نه امر واجب
شود نيّت قضا لازم نيست [١].
فصل هفتم در بيان آنچه تعلّق به تشهّد دارد: و آن هجده امر است: نُه امر واجب، و هشت امر سنّت، و يك امر مكروه.
امّا نُه امر واجب:
اوّل: نشستن به مقدار تشهّد خواندن.
دوم: درنگ نمودن به آن مقدار.
سوم: تشهّد خواندن به اين طريق [٢]: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريْكَ لَهُ وَاشْهَدُ انَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ» و جايز [٣] است كه ب:
«اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ، وَاشْهَدُ انَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللَّهُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ والِ مُحَمَّدٍ» اكتفا نمايد [٤].
چهارم: اخراج حروف از مخارج مقرّره نمودن.
پنجم: در اثناى تشهّد سكوت [٥] طويل نكردن [٦].
ششم: كلام اجنبى [٧] در ميان درنياوردن [٨].
______________________________
[١]
احوط اين است كه قصد قربت كند و قصد اداء يا قضاء نكند. (تويسركانى)
* نيّت قضاء و اداء ننمودن احوط است. (صدر)
[٢] ظاهر اين است كه تشهّد به اين نحو واجب نباشد، بلكه اگر بگويد: «أشهد أن لا اله إلّااللَّه وأنّمحمّداً رسول اللَّه» كافى باشد لكن اين قول احوط است. (تويسركانى)
[٣] جايز نيست. (مازندرانى)
* اظهر اين است كه جايز نيست. (نخجوانى)
[٤] بلكه اكتفاء ننمايد. (خراسانى)
* البتّه اكتفاء ننمايد. (صدر)
[٥] گذشت در قرائت اين پنجم و ششم مبطل نمازند، نه شرط قرائت و تشهد. (نخجوانى)
[٦] على الاحوط. (تويسركانى)
[٧] مضرّ بودن ذكر و دعا و قرآن معلوم نيست، اگر مخلّ به نظم نباشد. (يزدى)
[٨] على الاحوط. (تويسركانى)