جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٠١ - فصل سوم در آنچه تعلق به قضا پرسيدن دارد
محبوس اقرار كند بهواسطه خصم او را نگاهدارد تا آنكه حقّ را بدهد، و اگر منكر باشد سؤال از خصم كند. پس اگر خصم اعتراف كند به آنكه او را به غير حقّ حبس كردهاند رها كند. و اگر محبوس گويد: مر اخصمى هست امّا نمىشناسم او را، نگاهدارد تا خصم او پيدا شود. و اگر گويد: خصم ندارم، حال خصم او را به منادى كردن تحقيق نمايد. پس اگر بعد از منادى كردن خصم او ظاهر نشود او را سر دهد. و اگر گويد كه: حبس من به غير حقّ واقع شده، مجتهدين را در اين دو قول است، اقرب آن است كه قولش مقبول نيست، چه متضمّن قدح در قاضى اوّل است، بلكه تفحّص حال او بايد كرد و او را قسم بايد داد به برىالذّمه بودن او آنگاه او را سردهد. و آيا كفيل گرفتن از او در اين صورت لازم است يا نه؟ در آن خلاف است. و اگر گويد كه: خصمى دارم امّا مرا به ظلم حبس كرده بود، در اين نيز ميانه مجتهدين خلاف است، اقرب آن است كه قول او مقبول نيست، چنانچه در مسئله سابق گذشت.
هفتم: نگاه كردن در اموال اطفال و ديوانگان، پس حكم كند ميانه ايشان به آنكه ببيند كه اطفال اگر بالغ و عاقل شدهاند مال ايشان را به ايشان تسليم كند، و ولىّ ايشان اگر از ولايت معزول شده باشد حكم به اسقاط ولايت او كند. و همچنين نظر كند در حال اوصيا و اخراج حقوق، پس اگر ايشان خلاف وصيّت كرده باشند يا فاسق شده باشند تصرّف ايشان را باطل گرداند و بدل ايشان جماعتى ديگر تعيين كند، و اگر ضعيف باشند ديگرى را به ايشان ضمّ كند.
هشتم: نظر كردن در امينان قاضى اوّل و لقطه و جعاله و قباله و ضالّه، پس هر گاه امينان خاين شده باشند امانتهاى مسلمانان را از ايشان بازگيرد، و لقطه و ضالّه كه در معرض تلف باشد يا آنكه نفقه آنها برابر قيمت آنها شده باشد بفروشد آنها را، و ما عداى آنها را نگاهدارد يا آنكه به كسى دهد كه آنها را يافته باشد.
نهم: فكر كردن در محرّران و قسمت كنندگان املاك و كسانى كه گواهان را تزكيه كنند و مترجمان و كسانىكه قاضى اگر كر باشد يا به لغت ايشان عالم نباشد سخنان مدّعى