جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٥٢٠ - قوم دوم ديوانگان
مطلب چهارم در بيان توابع بيع كردن
و در آن سه فصل است:
فصل اوّل در حكم جماعتى كه حاكم شرع ايشان را از مال ايشان منع نموده باشد
به سبب تعلق حقّ غيرى به مال ايشان، يا جهت حفظ مال ايشان از ضايع شدن.
وآنها ده قومند:
قوم اوّل: طفلان،
چهايشان از مال خود ممنوعند تاوقتىكه بالغوصاحبرشد شوند.
وبالغ شدن در مردان به يكى از سه چيز است: پانزده ساله شدن، يا موى درشت بر پشت زهار ايشان برآمدن، يا محتلمشدن. و درزنان به دوچيز: نُه سالهشدن ياحيضديدن.
و صاحب رشد وقتى مىشوند كه ايشان را آزمايش كنند به اينكه ببينند كه مال خود را در چيزهاى صحيح صرف مىكنند يا نه. [١]
قوم دوم: ديوانگان
و ايشان از مال خود ممنوعند تا آنكه عاقل شوند. و ولىّ اطفال و ديوانگان پدر است و جدّ پدرى هرچند بالا روند، و اگر هردو جمع شوند هردو در ولىّ بودن شريكند، و اگر ايشان نباشند كسىكه پدر يا جدّ او را وصىّ كرده باشد، و هر
______________________________
[١]
معيار آن است كه عرفاً بگويند: سفيه است و رشيد نيست. (صدر)