جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣٢٦ - مقصد سوم در بيان سعى ما بين صفا و مروه و مقدمات و شروط آن
«اللَّهُمّ اجْعَلْهُ عِلْمًا نافِعًا وَرِزقًا واسِعًا وَشِفآءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ». و بعد از آن متوجّه مابين صفا و مروه شود.
مقصد سوم در بيان سعى ما بين صفا و مروه و مقدّمات و شروط آن
بدانكه آنچه تعلّق به سعىِ صفا و مروه دارد هجده امر است: ده امر واجب، و هشت امر سنّت.
امّا ده امر واجب:
اوّل: نيّت سعى است به اين طريق كه: سعى مىكنم ميان صفا و مروه، هفت شوط در عمره تمتّع از براى آنكه واجب [١] است تقرّب [٢] به خدا.
دوم آنكه: در وقت نيّت [٣] پاشنه پاىِ او به زينه[١] اوّل از صفا چسبيده باشد.
سوم: مقارن ساختن نيّت به ابتداىِ رفتن به جانب مروه.
چهارم: استدامت حكمى، يعنى قصد امرى كه منافى نيّت است نكند.
پنجم آنكه: از راه متعارف مابين صفا و مروه رود [٤] نه از راه مسجدالحرام [٥] و غيرآن [٦].
ششم آنكه: سعى از هفت شوط كمتر يا بيشتر نباشد.
______________________________
[١]
نيّت وجوب احوط است. (كوهكمرهاى)
[٢] قصد قربت كافى است. (تويسركانى)
[٣] بنابر احتياط. (مازندرانى)
[٤] و بايد رفتن و برگشتن به نحو متعارف باشد، پس هرگاه به نحو قهقرى باشد كافى نيست، بلى گاهى نظركردن به يمين ويسار وپشت سر ضرر ندارد. (كوهمكرهاى- نخجوانى، يزدى)
[٥] و اين اقرب است خصوصاً در سه شوط اخير. (خراسانى، مازندرانى)
[٦] مثل سوق اللّيل. (نخجوانى، يزدى)
* اين قول اقوى است، هرچند اوّل احوط است. (نخجوانى، يزدى)
[١] پِلّه.