جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٥٥٠ - فصل اول در احكام غصب كردن
كردن آن باشد، امّا اگر در دريا باشد و لوح در پايين كشتى باشد ردّ آن بعد از اخراج بهساحل واجب [١] است.
و اگر ردّ نمودن عين مغصوب متعذّر باشد [٢] واجب است ردّ كردن مثل آن، و اگر مثل نداشته باشد واجب است كه قيمت اعلا بدهد. [٣]
و اگر آن عين در دست غاصب تلف شود و مثل [٤] داشته باشد و غاصب امتناع از [٥] دادن مثل آن نمايد، يا آنكه مثل آن موجود نباشد، در آن پنج قول است:
اوّل: قيمت اعلا از روز غصب تا روز تلف.
دوم: قيمت اعلا از روز تلف تا روز ناياب بودن.
سوم: قيمت اعلا از روز غصب تا روز ناياب شدن.
چهارم: قيمت اعلا از روز غصب تا وقت ردّ آن.
پنجم: قيمت روز اقباض. [٦]
و اگر پيش غاصب زيادتى بهم رسد، خواه منفصل باشد چون فرزند، يا متّصل چون فربهى، واجب است برغاصب كه با اصل به مالك ردّ كند. و اگر غاصب آن عين را ندهد و بدل او را بدهد مالكش صاحب بدل مىشود [٧] امّا غاصب مالك آن عين
______________________________
[١]
صبر كردن تا رسيدن به ساحل احوط است. (تويسركانى)
* وجوب اخراج پيش از رسيدن به ساحل در مفروض متن معلوم نيست. (صدر)
[٢] يعنى ممكن نباشد. (دهكردى، يزدى)
[٣] على الاحوط ولكن اقوى قيمت يوم الاداء است. (دهكردى، يزدى)
* اظهر اين است كه در قيمى قيمت روز تلف و در مثلى قيمت روز اقباض بدهد و دادن اعلى احوط است و عبارت قاصر است و اقوال زياده از پنج است. (نخجوانى)
[٤] عبارت ناخوش است، مراد اين است كه هرگاه مثلى باشد و مثل آن متعذّر باشد يا قيمىباشد و اقوال بيش از اين است و اظهر آنها قول پنجم و احوط چهارم است. (يزدى)
[٥] به مجرّد امتناع غاصبازمثل باعثانتقال بهقيمتنمىشود. (تويسركانى، دهكردى، صدر)
[٦] يعنى روز ردّ. (يزدى)
[٧] در غير بدل حيلوله بايد تأمّل نمود. (صدر)
* يعنى مالك بدل مىشود. (نخجوانى)