جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٤٠ - فصل اول در بيان مواضعى كه قصاص در آنها لازم است
فصل دوم: در بيان احكام قتل عمد و جراحتى كه كسى بركسى زند
و در آن چند فصل است:
فصل اوّل: در بيان مواضعى كه قصاص در آنها لازم است
بدانكه در پانزده [١] موضع قصاص بايد كرد:
اوّل: كشتن مؤمنى بهغير حقّ از روى عمد.
دوم: جراحت كردن هر گاه داند كه آن جراحت سرايت مىكند به كشتن. امّا اگر به سحر كردن كسى را بكشد آيا موجب قصاص است يا نه؟ ميانه مجتهدين در اين خلاف است، اقرب آن است كه در اين صورت ديت لازم است مگر آنكه كشنده اقرار كند [٢] كه من او را به سحر كشتم.
سوم: بسيار زدن [٣] كه احتمال آن نتوان كرد.
چهارم: زدن اندك كه به سبب آن بيمار شود [٤] و بميرد.
پنجم: تيرى يا سنگ سر تيزى زدن كه به آن بميرد.
ششم: گلوى كسى را گرفتن و نگاهداشتن تا بميرد.
هفتم: خود را از بلندى بر سر كسى انداختن و او را كشتن، يا او را از بلندى انداختن.
هشتم: كسى را در آتش يا آب انداختن به شرطى كه داند كه به شنا كردن بيرون نتواند آمد.
نهم آنكه: طعام زهردار دانسته به خورد كسى دادن كه خورنده نداند كه زهر دارد، امّا اگر آن كس خود دانسته بخورد يا بىرخصت به خانه او آيد و بخورد قصاص نيست.
دهم: كسى را در دريا انداختن كه ماهيان و جانوران دريا او را بخورند و اگرچه
______________________________
[١]
اسباب قتل عمد منحصر به مذكورات نيست و مناط صدق عرفى قتل عمد است. (يزدى)
[٢] و همچنين هرگاه به بيّنه معلوم شود كه كشته است و اگر قاصد قتل بوده است اظهر قصاصاست. (يزدى)
[٣] به قصد كشتن يا با علم به اينكه كشته مىشود. (يزدى)
[٤] با علم به اينكه بيمار خواهد شد. (يزدى)